زندگینامه آیتالله علی احمدی میانجی :
از پورسخلو تا حوزه علمیه قم +تصاویر کمتر دیده شده
استاد علی احمدی میانجیح یکی از استادان نامدار اخلاق به شمار میرفت که باوجود کسب فیض در محضر عالمانی چون آیتالله بروجردی و علÙامه طباطبایی و نگاشتن کتابهای بسیار و برخورداری از جایگاه والا در فقه شیعه در زندگی خویش همواره سلوکی فروتنانه داشت و در مسیر بندگی حق گام برمیداشت.
«از خدا بخواهید که واقعاÙ آنچه را که خدا میخواهدح همان کار را بکنیمح حالا کسی بدش بیاید یا کسی خوشش بیایدح مهم نیست. انسان باید حق را بگویدح کسی خوشش بیاید یا کسی بدش بیایدح مهم نیست. وقتی کار برای خدا باشدح خودش یک برکتی دارد. از خدا بخواهید که خدا خودش توفیق بدهد تا بتوانیم از عهده این مسوولیت بیرون بیاییم ». [Û±]
آنچه در سطرهای پیشین آمدهح بخشی از کلام یکی از عالمانÙ دینی برجسته و از چهرههای درخشان اخلاق و فقه و تفسیر حوزه علمیه قمح مرحوم آیتالله علی احمدی میانجی است. عالم فروتنی که Û²Û± شهریور ماهح بیستمین سالگرد روزی است که او دار فانی را ترک کرد و در جوار رحمت الهی آرمید.
از پورسخلو تا حوزه علمیه قم / مسافرت با ماشین باری
آیتالله میرزاعلی احمدی میانجی در چهارم ذیالحجه Û±Û³Û´Ûµ (برابر با Û²Û³ تیر Û±Û³Û°Ûµ) در روستای پورسخلو به دنیا آمد. این روستا از توابع شهرستان میانه در استان آذربایجان شرقی است. پدرÙ استادح با آنکه از راه کشاورزی به کسب روزی میپرداختح همچون آبای خویش از عالمان دین بودح بر منبر میرفت و به کارهای شرعی اهالی میپرداخت. وی همچنین نخستین معلمÙ پسر خویش به شمار میآمد. مادرÙ آیتالله میانجی هم از سادات حسینی بود.
مرحوم میانجی ابتدا در مدرسه حسن پادشاه و مدرسه حاج علیاصغر تبریزح دروس دینی را نزد استادانی همچون مرحوم آشیخ لطفعلی زنوزی فرامیگیردح اما پس از چندیح با رضایت پدر تصمیم میگیرد که کسب علم را در قم پی بگیرد. آن مرحوم چگونگی حرکت به سوی قم را اینگونه شرح داده است:
«پدرم پول چندانی نداشت. هروقت که یادم میآیدح متح£ثر میشومح چراکه ایشان دلش میخواست به ما کمک کندح ولی قادر به این کار نبود. در یک کلام عرض کنم که ما را راه انداخت و یک مقدار پول که نمیدانم چگونه تهیه کرده بودح به من داد و ما به سوی قم روانه شدیم. شوهرخالهامح که بعدها پدرخانم من شدح یک ماشین باری پیدا کرد. آن زمان مقارن جنگ بود و ماشین و یا وسیله نقلیه زیادی در دسترس نبود. نمیدانم بار ماشین چه بودح ولی فکر کنم پنبه بود. جایی که برایم در نظر گرفته شدح بغل راننده بود. ما سه نفر بودیمح همینکه میخواستم سوار شومح دیدم یکی از طلبهها زن و بچهاش هم همراهش است. من به او گفتم شما با خانمت جلو بنشینح من بالای ماشین میروم. دو نفری رفتیم بالای ماشین و روی پنبهها خوابیدیم و برای اینکه در جاده پرت نشویمح دستهایمان را زیر طنابهایی که پنبه را بسته بودندح قرار دادیم. جادهها در آن زمان آسفالت نبود و دستاندازهای جاده تکانهای سختی به ماشین میداد. یک شب راه آمدیمح صبح حدود ساعت هفت و نیم یا هشت صبح به زنجان رسیدیم. آن زمان از زنجان تا تهران قطار رفت و آمد میکرد.
برای اینکه بلیت قطار بگیریمح یکی دو ساعت قبل از اذان صبح به ایستگاه راهآهن رفتیمح اما بلیت گیرمان نیامد. آن رفیق ما که زن و بچه همراهش بودح بهطریقی بلیت گرفت. ما هم وسایل خودمان را به توشه راهآهن دادهح خودمان هرکدام یک سفره نان برداشتیم و قصد کردیم که پیاده به سوی تهران حرکت کنیم. به یک قهوهخانه رسیدیم.... یک سواری آمد و گفت من به قرهبلاغ میروم. قرهبلاغ تقریباÙ در شش فرسخی زنجان واقع شده است. سوار شدیم و از هرکدام شش تومان گرفت. به این امید که فردا بلیت تهیه کنیمح شب را در قرهبلاغ خوابیدیمح اما موفق به تهیه بلیت نشدیم و صبح روز بعد با یک نفربر روسی تا تاکستان آمدیم. از تاکستان تا قزوین را با یک سواری طی کردیم و از قزوین تا تهران را با یک اتوبوس آمدیم. اتوبوسهای آن زمان صندلی نداشتح مسافران را داخل اتوبوس میچیدند. نÙه تومان هم به اتوبوس دادیم. یک مسافرخانه در اطراف ایستگاه راهآهن تهران بود که شب را در آنجا خوابیدیم و سه تومان هم از این بابت پرداختیم. صبح روز بعد با قطار به قم آمدیم.... خلاصه اینکه از میانه تا قم سه یا چهار شب در راه بودهح حدود Û¶Û³ تومان هم خرج کرده بودم. به هرحال با این شرایط وارد قم شدم ». [Û²]
آیتالله علی احمدی میانجی در سالهای تحصیل در قم نیز نزد استادانی چون مرجع والامقام شیعهح آیتالله سیدمحمدحسین بروجردی و بزرگانی چون آیات عظام سید محمد حجÙت کوهکمرهایح علامه سید محمدحسین طباطباییح سید شهابالدین مرعشی نجفیح آقا میرزا احمد کافیالملکح سید محمدرضا گلپایگانیح حاج شیخ موسی عباسی زنجانیح حاج سید محمد محقق دامادح میرزاهاشم آملی و سید حسین قاضی کسب فیض کرده بود.
نخستین شاگرد علÙامه طباطبایی در قم
همچنانکه اشاره شدح یکی از عالمانÙ بزرگی که استاد احمدی میانجی توفیقÙ شاگردیÙ او را داشتهح مرحوم علÙامه سید محمدحسین طباطباییح فیلسوفÙ نامدار و مفسÙر بزرگ قرآن کریم است که «تفسیر المیزانÙ » او از افتخارهای مکتب تفسیری تشیع بهشمار میآید. سابقه آشنایی ابتدایی مرحوم میانجی با علÙامه طباطبایی به آنگاه بازمیگردد که هر دو در تبریز حضور داشتند و حضرت علÙامه به گمنامی میâزیست و طبق قول استاد میانجی بسیاری از طلبهها او را نمیشناختند. [Û³] با مهاجرتÙ استاد میانجی به قمح وقتی وی از حضور علÙامه در این شهر آگاه میشودح مشتاقانه نزد او میرود تا از محضر آن دانشمند یگانه کسب فیض کند. مرحوم میانجی در اینباره چنین شرح داده است:
«من و آیتالله [حاج شیخ عبدالحمید] شربیانی به خدمت ایشان رفتهح از ایشان تقاضای درس کردیم. یک دوره حدود سه چهار سال کفایه را نزد ایشان خواندم. بنده اولین شاگرد ایشان در قم بودم.... پنجشنبهها و جمعهها هم خدمت ایشان تقویم و نجوم میخواندم. ایشان نسبت به ما خیلی محبت داشت. گاهی شبها همراه ما بیرونÙ شهر میآمد و ستارهها را نشان میداد.... ایشان در کارکردن و اخلاق نظیر و همتایی نداشت.
چهار سال خدمت آیتالله طباطبایی بودم. بعدها نیز تا آخر عمر از محضر ایشان استفاده میکردم... اگر کسی مشکلی داشت در خواندنح با صبر و حوصله نگاه میکردح گوش میداد و بعد از تمام شدنÙ سخنش جواب میداد. اگر شاگردی حرف خیلی بیربطی میگفتح خیلی که اوقاتش تلخ میشدح میگفت: سبحان الله العلی العظیم ». [Û´]
مرحوم علÙامه طباطبایی بر اثر سالها مجاهدت و کوشش طاقتفرسا در راه جویایی دانش و تح£لیف آثار گرانبهاح به بیماری اعصاب دچار شده بودح بیماری که وقتی شدت گرفتح نشانههای ظاهری آن نیز به شکل بروز رعشه در بدنÙ آن نابغه دوران نمایان شده بود. به همین علتح پزشک وی را از مطالعه بازداشته بود. استاد میانجی در همینباره خاطرهای را بازگوکرده است:
«[علÙامه] برای من همچون پدر بود. با ایشان خیلی خودمانی بودم و در حرف زدن رویمان به هم باز بود. روزی گفت: دکتر گفته «مطالعه نکن ». به ایشان گفتم: خوبح مطالعه نکنید. فرمود: بیکار زندگی کردن از مرگ هم بدتر است. فرمود: مطالعه میکنم و روزی هم میمیرم. بعد از منعÙ دکترح ایشان بیست جلد کتاب المیزان را نوشت.... زمانی که انقلاب پیروز شدح امام در همسایگی ایشان مستقر شدند. در واقع در همسایگی منزل آقای طباطبایی منزل آقای یزدی بود که امام در آنجا مستقر شده بودند. صدای بلندگو خیلی زیاد بود. روزی خدمت ایشان بودمح یک نفر به ایشان گفت: با این سر و صدا اذیت نمیشویدح ایشان لبخندی زد و فرمود: هرچه از دوست رسدح نیکو است. بعداÙ امام خانهای تهیه کردند و ایشان را به آنجا انتقال دادندح چون واقعاÙ از سر و صدا ناراحت میشدند ». [Ûµ]
از میانÙ خاطرههایی که استاد میانجی از دوران کسب فیض در محضر علÙامه طباطبایی نقل کردهح یکی از نکتههای درخور توجهح فروتنیÙ فراوان حضرت علÙامه استح صفت نیکی که استاد میانجی هم بهتمامی بدان آراسته بود. مرحوم علÙامه طباطبایی با آنکه در علوم دینیح طبیعی و نیز در شهود صاحب مقام و مرتبهای بسیار والا بوده استح هیچگاه اجازه نداده بود که ذرهای غرور نفسانی بر وجودش چیره شود.
استاد میانجی در همینباره تعریف کرده است که «روزی در یکی از کوچههای حرم حضرت معصومه (س) با ایشان راه میرفتیم. چند جلد از المیزان را ایشان نوشته بود و چاپ شده بود. به ایشان گفتم: چرا شما مشکلنویس هستیدح پرسید: چهطورح! گفتم: المیزان را کمی آسانتر بنویسید تا همه متوجه آن شوند. [مرحوم علÙامه] خود را مدح نکردح نگفت که مطالب مشکل هستند نه بیان من! ما را هم تحقیر نکرد و نگفت تو برو دنبال کارتح بچه هستیح نمیفهمی! در جوابم گفت: عجیب استح الحمدلله شما با مطالب من آشنا هستید. گفت: شما یک صفحه از المیزان را بنویسیدح ببینید آسانتر از این میشود یا نه. مرا قانع کرد که مطالب مشکل است و از این آسانتر نمیتوان نوشت. خلاصه نه خاطر ما را رنجاند و نه خود را مدح کرد. در تمام عمر نظیر ایشان را ندیدمح یا اگر هم دیدم خیلی کم بود ». [Û¶]
درس اخلاق استاد
آیتالله احمدی میانجی که نزد استادان بزرگ حوزه به فراگیری دانش پرداخته بودح خود نیز رفته رفته در صف بزرگان حوزه علمیه قم درآمد و نامش در شمار استادانی ثبت شد که طلبهها مشتاق درسÙ او بهویژه درسهای اخلاقش بودند. «ایشان چند دوره کتابهای «رسایل »ح «مکاسب » و «کفایح© الاصول » را تدریس کرده بود. فضلای بسیاری از او درخواست کردند تا درس خارج فقه و اصول را نیز تدریس کندح ولی تواضع ایشان مانع از این کار شد.... درس اخلاق ایشان در مدارس مختلف و در مسجد عبداللهیح علاقهمندان خاص خود را داشت.
او فقهح اصولح تفسیر و سایر علوم حوزوی را با اخلاق و سرشت پاک خود به هم آمیخت و بهراستی که تبلوری از یک فقیه اخلاقی بود. در جلسات سخنرانی ایشان که در ماه مبارک رمضان هر سال در مسجد عبداللهی قم برگزار میشدح بعضی از بزرگان مانند آیتالله مشکینی حضور پیدا میکردند. زندگی ساده و بیآلایش ایشان درس اخلاق دیگری بودح او تا آخر عمر در همان منزل سابق در محله پایین شهر (خاکفرج) سکونت اختیار کرد. در مراحل متعدد پیشنهاد شد که در مناطق بالای شهر قم ساکن شوندح ولی قبول نکرد ». [Û·]
استاد بارها در جلسههای درسÙ اخلاق خویشح خطاب به طلبههاح ضمن یادآوری وظیفههای دینیÙ اجتماعی و فردیÙ آنانح بر طرز سلوک روحانیان در میان مردم نیز تح£کید فراوان داشت. در یکی از جلسهها ایشان هشدار دادهاند که «اگر خدای نکرده عمل ما طوری باشد که حضرت [ولیعصر (عج)] را برنجاندح خیلی بد است. ما نباید کاری بکنیم که مردم از تشیÙع بدشان بیاید. مردم ما را الگو میدانندح یعنی وقتی که بنده در یک منطقه مطرح هستمح مردم به عمل من نگاه میکنندح اگر بد باشمح مردم مح£یوس میشوند و اگر خوب باشمح زهد داشته باشم و تقوا داشته باشمح مردم به اسلام ارادت پیدا میکنند ». [Û¸]
استاد همچنین وقتی در پاسخ به یکی از طلبههای حوزه علمیه قم که از ایشان درباره آنچه یک طلبه باید برای برای سیر و سلوک انجام دهندح توصیه کوتاهی را ثبت کردهاند که در عینÙ کوتاهیح بسیار راهگشا است: استاد در پاسخ نوشتهاند:
«بسمه تعالیح برای طلبهها مخصوصاÙ طلبههای جوانح باید خوب بخورندح خوب بخوابندح خوب استراحت و تفریح کنند و بقیه را برای درس مشغول شوندح و الÙا این عبادات و مستحبات مانع درس است و طلبهها را یک مقدÙس بیسواد خواهد کرد. طلبهها باید واجبات را بهجا بیاورند و حرام را دقیقاÙ ترک نمایند و مستحبات را بهحدÙی که مانع درس و بحث و حفظالصÙحه نیستح انجام دهند ». [Û¹]
عالمی که پدر شهید بود
آیتالله میانجی در سالهای تهاجمÙ دشمن بعثی به خاکÙ میهنح اینگونه نبود که تنها به درس و بحث و منبر و محراب مشغول باشد. آن استادÙ اخلاق افزون بر آنکه فرزند کوچک خویشح شهید جعفر احمدی میانجی را که در سال Û±Û³Û¶Ûµ در جزیره مجنون به شهادت رسیدح تقدیم دفاع از دین و میهن کرده بودح خود نیز «سالی دو بار به جبههها میرفتند و تا خط مقدم به سربازان لشکر اسلام سرکشی میکردند و آنان را به جهاد فی سبیلالله و اطاعت از ولی فقیه تشویق مینمودند ». [Û±Û°]
آیتالله احمدی میانجی در کنار شهید جعفر احمدی میانجی
یک خلاف شرعی از ایشان ندیدم
استاد میانجی پس از عمری کوشش عالمانه در راه خدمت به دین خداح در Û²Û± شهریور Û±Û³Û·Û¹ به رحمت حق پیوستح و البته که آثارÙ قلمی و شاگردانی که پرورش داده و سخنرانیهای اخلاقی وی که ثبت شده و در دسترس علاقهمندان استح همگی باقیاتالصاحاتی است که تا روز رستاخیز نام آن عالم بزرگوار را زنده نگاه خواهد داشت. از مهمترین کتابهای استادح میتوان از «مکاتیب الرسول (ع) »ح «مواقف الشیعه »ح «مالکیت خصوصی »ح «احادیث اهل بیت (ع) عن طریق اهل السنح© »ح «مکاتیب الائمه (ع) »ح «عقیل ابن ابیطالب (ع) » و «دادنامه حضرت زهرا (س) » نام برد.
پس از ارتحال استاد احمدی میانجیح مقام معظم رهبری در پیام تسلیتی در وصف آن عالم فرزانه نکاتی را فرمودهاند که بهخوبی گویای شخصیت و روحیه استاد است: «...ایشان در شمار عالمان و برگزیدگانی بودند که علم را با عملح و تقوا را با جهادح و فقاهت را با تبلیغ دینح و برجستگی رتبÛ دانش و تحقیق را با کمال فروتنی و زÙهد و کمتوقعی در هم آمیخته و در عرصه دین و معنویت همچون میدان حضور و نشاط انقلابیح از پیشروان و گویسبقتربودگان بودند ». [Û±Û±]
آیات عظام سید مهدی روحانی و شیخ علی احمدی میانجی
آیتالله سید مهدی روحانی هم که سالها دوستی صمیمی با استاد میانجی داشت و خود نیز کمتر از سه ماه پس از وفات استادح راهی سرای جاویدان شدح درباره رفیقÙ سالیان خود گفته است که «من در طول ÛµÛ´ سال رفاقتح یک خلاف شرعی از ایشان ندیدم... ». [Û±Û²]
آیتالله عبدالله جوادی آملی نیز درباره طرز سلوک استاد میانجی چنین یادآور شدهاند که «مرحوم آیتالله احمدی میانجی موفق شد هم باور کند و هم متخلÙق شود و هم عمل کند و هم منتشر سازد. سالیان متمادی تدریس کرد و کتابهای عمیق نگاشت و از بهترین برکات ایشانح «مکاتیب الرسول » و «مکاتیب الائمه » است. همه اینها جزح¡ «والقلم و مایسطرون » است. وقتی ایشان در میانه یا قم راه میرفتندح مصداق آیه «ینهون عن الفساد » بودند. چه نعمتی بالاتر از اینح... ». [Û±Û³]
فرازهایی از وصیتنامه استاد اخلاق
آیتالله احمدی میانجی در سال Û±Û³Û·Û¸ خورشیدیح هنگام عزیمت به سفر حج و زیارت بارگاه حضرت رسالتپناه (ص) و امامان معصوم (ع) در مدینه النبی (ص)ح وصیتنامه خویش را که بهحقح نوعی درسنامه اخلاقی استح به نگارش درآوردح وصیتنامهای که استاد نزدیک به یک سال پس از نگارشÙ آنح دعوت حق را لبیک گفت.
وصیتنامه استاد با نام خداوند و درود به پیغامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) آغاز شده و در پی آنح مرحوم آیتالله دعای سلامتی امام زمان (عج)ح همان دعای اللهم کن لولیک...ح را نگاشته است و پس از آن شهادت داده است به یگانگی خداوند متعال و پیغامبری نبی مکرم اسلام (ص) و ولایت امیرالمح¤منین (ع) و فرزندانÙ معصومش (ع). در ادامه این وصیتنامهح استاد مطابی را خطاب به وارثان خویش نوشتهح که گزیدهای از آنهاح از این قرار است:
«من مال دنیا ندارم که در موردÙ آن چیزی بگویمح همان خانه مسکونی را دارم که مادامی که همسرم زنده استح آنجا مینشیند و با وسایل و اثاث خانه در اختیار او باشد.
ورثهها طوری عمل نمایند که مادرشان ناراحت نباشدح و چون متدیÙن هستندح انشاح¡الله تعالی مراعات خواهند نمود و به سختی و ناراحتی نخواهد افتاد.
پولی که در صندوق ذخیره علوی و بانک صادرات شعبه خاکفرج به شماره Û±Û´Û¶Û¸ و Û·Û´Û²Û¶Û¸ دارمح سهم امامح علیهالسلامح است.
کتابهای من مورد استفاده واقع شودح بهطوری که اگر از اولاد و ورÙاث من کسی اهل علم باشدح استفاده نمایندح و اگر خدای نکرده کسی اهل علم نبودح به یکی از کتابخانههای حوزه علمیه قم بدهندح یا فیضیهح یا کتابخانه حضرت آیتالله نجفی مرعشیح رحمح© الله علیهح که برای حقیر باقیات الصالحات باشد.
دلم میخواهد همیشه یکی یا بیشتر از فرزندان من اشتغال به تحصیل داشته باشند و از خدا خواستهام که علم و روحانیت از ذرÙیه حقیر قطع نشودح انÙه قریبÙ مجیب.
یادداشتهای حقیر که محصول عمر من استح جمعآوری و مورد استفاده واقع شود. کتابهای حقیر که تا حالا چاپ نشدهح در اختیار مح¤سسات واقع شود تا تنظیم و تحقیق و چاپ شود. هرچه از حق طبع و نشر به دست آید...
اگر از این سفر به سلامت برگشتم و در ایران مÙردمح در خاکÙ قم دفن شوم. در هر جای خاک قم دفن شومح در پناه بیبی هستم و دلم میخواهد لااقل در شیخان دفن شوم...
با هم خوب باشید و مهربان باشیدح صله کنید. دنیا به گلایه و قهر و نزاع نمیارزد تا برای او خود را به خلاف رضای خدا گرفتار کنید... .شما را به تقوا و پرهیز از گناه شدیداÙ توصیه میکنم. روابط خود را با اهل بیتح علیهمالسلامح روز به روز زیادتر کنید. همواره توسل داشته باشیدح ولو با خواندن زیارت جامعه یا امینالله یا زیارت عاشوراح با آنان درد دل کنید و توسل کنید و به در خانه غیر آنان نروید. با امام زمانح علیهالسلامح همیشه رابطه برقرار کنید.
در خاتمهح همهتان را به خدا میسپارم و همیشه حوائج و سعادت شما را خواستهام و در توسلاتÙ خودم شما را فراموش نکردهام و در آن عالم هم شما را دعا خواهم کردح انشاح¡الله تعالی. پدر روسیاه شماح علی احمدی میانجی ». [Û±Û´]
ارجاعها:
Û±. «به سوی نور » (مجموعه سخنرانیهای فقیه اخلاقیح آیتالله علی احمدی میانجی)ح قم: دارالحدیثح Û±Û³Û¹Û°ح ج Û³ح ص Û´Ûµ.
Û². «خاطرات آیتالله علی احمدی میانجیح قم: دفتر آیتالله میانجیح بیتاح ص Û´Û² و Û´Û³.
Û³. رک: همان. ص Û³Û·.
Û´. همان. ص Û±Û°Û¶ و Û±Û°Û·.
Ûµ. همان. ص Û±Û°Û· و Û±Û°Û¸.
Û¶. همان. ص Û±Û±Û³ و Û±Û±Û´.
Û·. «حجÙ نیکان »ح عبدالرÙحیم اباذریح تهران: مشعرح Û±Û³Û¹Û°ح ص Û±Û°.
Û¸. «به سوی نور » (مجموعه سخنرانیهای فقیه اخلاقیح آیتالله علی احمدی میانجی)ح قم: دارالحدیثح Û±Û³Û¹Û°ح ج Û³ح ص Û±Û°Û±.
Û¹. همان. ج Û±ح ص Û²Û´.
Û±Û°. همان. ج Û±ح ص Û²Ûµ.
Û±Û±. همان. ص Û³Û´.
Û±Û². همان. ص Û³Û¶.
Û±Û³. همان. ص Û³Û´.
Û±Û´. همان. ص Û³Û¸ تا Û´Û°.
âمنبع :ایرنا