تلخترین خبر فرهنگی سال؛
قلع و قمع نهالها در "آرزولار و خاطرهلر آغاجالاری"
آرزولار و خاطرهلر آغاجلاری بیشک یکی از آخرین و بهترین کارهایی بود که با موضوع طبیعت و محیطزیست و فرهنگسازی در حوزه درختکاری و حفاظت از آنها، در شهرستان میانه انجام و پس از انتشار اخبار مربوط به آن با خصوصیات و ویژگیهایی که داشت بلافاصله در سطح کشور پوشش داده شده و مورد توجه اکثر خبرگزاریهای کشور قرار گرفت و مصاحبهها و مقالات بسیاری درمورد آن منتشر شد.
چندماه تابستان کافی بود تا مردم شهر میانه با آرزولار و خاطرهلر آغاجلاری(درختان آزروها و خاطرهها) آشنا شده و بواسطه آبیاری با آنها اُخت شوند.درطول این مدت کمکم تمام خانوادهها و افرادی که به سمت قافلانکوه و قلعه دختر رهسپار میشدند، فهمیده بودند که نهالها چشمانتظار ظرفهای آب مردم مهربان میانه هستند.
از همین رو، مردم از هر طرز فکر و اندیشه و سبک زندگی، ضمن گشت و گذار بهمراه خود در داخل خودروها برای نهالهای روبروی قلعه آب میبرند و اینگونه بود که این گیاهان نوپا روز به روز در گرمای سوزان و محیط خشک و بی آب دشت روبروی قلعه دختر جوانه میزدند و رشد میکردند.حتی بواسطه وجود آرزولار و خاطرهلر آغاجلاری بنابر ادعای امدادگران پایگاه هلال احمر در مسیر قلعه دختر، آمار بازدیدکنندگان از این قلعه باستانی بشکل کاملاً محسوس افزایش یافته و بیشتر میهمانهای شهر میانه و تیمهای کوهنوردی میهمان توسط همشهریان خوشذوق برای بازدید از محل آرزولار و خاطرهلر آغاجلاری دعوت میشدند.
تااینکه بعدازظهر روز یکشنبه مورخ چهارم آبانماه ۱۳۹۹ از قافلانکوه عکسی شوکآور منتشر شد و خبر تلخِ قلع و قمع ۱۲ نهالِ کاشته شده که بسیاری از آنها بطور نمادین و یادبود در مناسبتهای مختلف مانند نهال شهداء آتشنشان، نهال پرستار، نهال شهداء محیطبان و... ثبت گردیده بودند، در گوش مردم شهر میانه زمزمه شد.هرچه هست، این اتفاقی بود که در باورها نگنجید!ماسوای آنکه این کار مذموم و نکوهیده، غیرشرافتمندانه و به دور از وجدان توسط چه کس یا کسانی یا حتی جریانی رقم خورده، یقیناً در ذهن مردم این سوال پیش میآید که کدام عقل و طرز فکری قلع و قمع نهالهای بیچاره در فراز یک کوه با طبیعت خشک را که حتی از کمترین قطرات آب چشمهای بهرهمند نیستند و بر فراز کوهستانی دور، ذره ذره با مهربانی و دلسوزی مردم رشد کرده و متعلق به عموم مردم هستند را توجیه میکند؟
بیشک اگر اینکار را با سایر اعمال خلاف و بِزهها تصور و قیاس کنیم، میتوان آنرا مثلاً با "کتک زدن و کُشتن وحشیانهی بچه گمشده و بیپناه" یا "کشیدن عصای سفید از دستان فرد نابینا" و یا "خفتگیری و قاپیدن کیف از یک خانم باردار" یا "دزدیدن زنبیل مختصر خرید یک پیرزن بدبخت" و یا مثلاً "پرتاب مواد محترقه به داخل آسایشگاه سالمندان یا معلولین ذهنی" یا حتی "آتش زدن عمدی و تفریحیِ مزرعهی یک روستایی مظلوم" مقایسه کرد، که هرچقدر اینها مقبول و قابل توجیه باشند، آنهم هست!
اینکار چنان غیرقابل درک و به دور از ذهن و باور است که نه میتوان آنرا بعنوان یک مخالفت مدنی با جریانی دانست و نه به حساب مبارزه با تفکری خاص و یا چنین مسائل مشابهی گذاشت.باید آنقدر پوچ و بیمحتوا، به دور از بنیاد خانواده و مدار اندیشه و درک و خالی از توانِ دوستی، هستی و مهربانی باشی که بتوانی چنین کاری را نه قابل انجام، بلکه قابل تعریف و توصیف بدانی!
مطمئناً آنچه در مغز شخصی که ۱۲ نهال را برفراز قافلانکوه سربریده، میگذرد "تیریست زهرآگین که از اعماق سیاه و تاریک جهالت و نادانی" برخواسته و بر سینه دوستداران زمین، آبروی خانواده و چشمامید بستگانش مینشیند! اوست که حتی نمیفهمد سایهی درخت خریدنی نیست، پس خسته از کینه و با دستانی بسته از دنیا خواهد رفت.
با این اقدام تلخ قطعاً قلب تمام کسانی که درطول این مدت نهالها را در آرزولار و خاطرهلر آغاجلاری کاشته و آبیاری کرده بودند به درد خواهد آمد، اما حتماً این سبب نخواهد شد که این اقدام و حرکت زیبا که برای نخستین بار در کشور به نام شهرستان میانه ثبت گردیده، متوقف و نیمه تمام باقی بماند.
برای همین بود که ظهر امروز سالار پویان بنیانگذار آرزولار و خاطرهلر آغاجلاری با حمایت قاطعانه تیم رسانهای قافلان در کنار دوستداران و فعالان محیطزیست شهرستان تمام ۱۲ نهال را عیناً جایگزین کرده و یک نهال اضافه را به نام پروفسور وحید جروقی یکی از افتخارات شهرستان در عرصه علم و دانش و کارمند رسمی سازمان فضایی اروپا، با حضور وی در کنار آرزولار و خاطرهلر آغاجلاری کاشته و ثبت کردند.در پایان باید گفت اگرچه "شاید" این شکستنها آخرین بار نباشد! اما "حتماً" این کاشتنها آخرین بار نخواهد بود و بیش از پیش همه باهم در حفاظت، نگهداری و آبرسانی به آرزولار و خاطرهلر آغاجلاری خواهیم کوشید...