نگاهي به آيين «چهارشنبه سوری» در آذربايجان؛
آتيل ماتيل چرشنبه با صدای استاد شهریار
آذربایجان» را باید زادگاه بسیاری از مراسم و آئینهای سنتی دانست. مراسم پرشور شب یلدا،جشن برداشت محصول و دهها آئین بزرگ و کوچک دیگر هرچند درسراسر ایران رواج دارد اما در آذربایجان این آئینها ،رنگ و بوی دیگری دارد. این خرده فرهنگها و فولکلورمحلی، در داخل این سرزمین نیز از تنوع خاصی برخودار بوده و از روستایی به روستای دیگر، و از شهری به شهری و منطقه ای به منطقه ای دیگر متفاوت است. همچنان که آئینها و مراسم سوگواری و عزاداری در این دیاردارای ویژگیهای منحصر به فردی است آداب شاداب بودن ،و شاد زیستن و رسوم سالانه نیز شایسته ی توجه و پردازش است .
به گزارش ایسنا، یکی از مهم ترین و در عین حال رنگارنگ ترین آئین مردم آذربایجان ،مربوط به آئینها و آداب «چهارشنبه سوری»و «عید نوروز» است.
هر چند مشغله بسیاردنیای صنعتی و تکنولوژی پیشرفته قرن بیست و یکمی بخش هایی از تشریفات ساده سنتی و آئینهای مربوطه راتحت الشعاع قرار داده امّا هنوز هم میتوان در خانوادههای بسیاری، رگه هایی از احترام به سنت و آئینهای قدیمی را مشاهده کرد.
این که چرااز میان هفت روز هفته، روز چهارشنبه چنین جامه مبارک و خوش یمنی به تن کرده چندان مشخص نیست. گویا ایرانیان باستان و سپس ایرانیان مسلمان برای هر روز هفته، ویژگیها و خصوصیاتی تعریف کرده اند، و برای چهارشنبه آخر سال نیز که از آن به «چهار شنبه سوری» یاد میشود، بساط شادی و جشن و «سور و سرور» تعریف کرده اند.
در اکثر نقاط ایران به خصوص آذر بایجان سه روز منتهی به آخرین چهارشنبه سال (چهارشنبه سوری) یعنی یکشنبه ،دوشنبه و سه شنبه را از نظر خریدهای نوروزی بسیار خوش یمن و مبارک میدانند از همین رو اکثر خانوادهها سعی میکنند تا خریدهای خود را در طی این سه روز انجام دهند و عصر روز سه شنبه که به «چهارشنبه سوری»معروف گشته در کنار خانوادههای خود، به جشن و اجرای مراسم ویژه میپردازند.
یکی از مهمترین آئینهایی که از گذشتههای نه چندان دور در آذربایجان مرسوم بوده «پریدن از روی آتش» میباشد. هر چند این رسم را بعضی خرافات قلمداد کردهاند اما این تفکر هرگز از جذابیت و «شادآفرینی» آن چیزی کم نمیکند
این رسم که از اعتقادات مردم قدیم ایران باستان برجای مانده نه تنها در میان مردم آذربایجان بلکه در همه جای ایران مرسوم است اما ادبیات حاکم بر این رسم در دیار آذربایجان، از لطافت و حلاوت ویژه ای برخوردار است. تا آنجا که پریدن دختران دم بخت از روی آتش، مظهر «بختگشایی» آنها فرض شده است:
استاد سید محمد حسین شهریار شاعر معاصر ایران و آذربایجان در این زمینه چنین سروده است:
قیزلار دییر: آتیل ماتیل چرشنبه
آینه تکین بختیم آچیل چرشنبه
ترجمه فارسی:
روی آتش دختران، خیزان و پرّان در نوا:
بخت من چون آینه، ای چهارشنبه برگشا.
همچنان که نمیتوان به احترام رسوم تاریخی، «تحفه» خانواده تازه داماد به تازه عروس را در «شب یلدا» فراموش کرد، به همان صورت نیز نمیتوان عیدی خانواده عروس به خانواده دامادشان را که از آن به عنوان «خوانچه» یاد میشود به دست فراموشی سپرد.خوانچه تحفه ای است سنتی که به رسم عیدی توسط خانواده عروس همه ساله و بدون انقطاع تدارک دیده شده و در روز چهارشنبه سوری به خانواده داماد ارسال میشود
در برخی از نقاط آذربایجان که به سنتهای دیرین ارزش بیشتری قائل هستند، این تحفهها بر روی سینیهای بزرگ قرار داده شده و بر روی آنها تورهای رنگی میکشند،ذهنیتی که از شنیدن نام«خوانچه» در اذهان مردم ترسیم میشود مصداق همین سینیهای بزرگی است که آنها را بیشتر «مجمعی» میگویند.
محتوای این تحفهها نیز بسیار جالب است، از تخممرغهای رنگی گرفته تا شاخههای گل، کله قند،نبات، البسه، آینه آجیل و شیرینی همه وهمه از ملزومات این تحفههاست.
هر چند این تحفهها و «مجمعیها» چندان گرانبها نیست، امّا شور و حال ناشی از تحفه بردنهای سنتی آن هم به این شکل دستمایه شادیها و سرور خالصانه مردم است. به ویژه آن که کودکان و نوجوانان با شعرها و سرودهای خویش، اجاق این آئینها را داغ نگه میدارند.
کودکان و نوجوانان از لحظهی غروب خورشید و تاریکی نسبی هوا، پارچههای رنگی و زیبایی برداشته و به جان کوچهها،خانههای فامیل، آشناها و همسایهها میافتند و با انداختن دستمال به منزلها، در حالیکه سعی میکنند شناخته نشونددرخواست عیدی میکننند. صاحبخانه نیز به فراخور حال و وسع خود هدیههای متنوعی از قبیل آجیل محلی، جورابهای دستباف، تخممرغهای رنگ کرده ( که قبلاًبرای همین منظور آماده کرده) و حتی پول و نُقل و ... به دستمال بسته و به آورنده دستمال میدهد.البته در زمانهای گذشته اساس کار چنین بوده که بر پشت بام خانههای قدیمی، دریچهای وجود داشته و جوانان «دستمال» خود را از داخل اتاق میانداختند، امّا در حال حاضر که آن دریچه برچیده شده و دیوارهای بلند و درهای آهنی بزرگ! مُد شده، مانع بزرگی برای استمرار و برپایی این سنت شیرین و دیرین به وجود آمده است. به گونهای که در شهرهای مدرن و نقاط مختلف آذربایجان، این سنت رفته رفته اعتبار خود را از دست داده و منسوخ میشود. با این حال این آئین به همان رونق سابق خود درنقاط روستایی با اندکی تفاوت به اجرا در میآید.
خالق منظومه «حیدربابایه سلام» استاد محمد حسین شهریار نیز به زیبایی هرچه تمامترآئینهای عید نوروز ،چهارشنبه سوری و مراسم این ایام را چنین به نظم کشیده است:
بایرامدی،گئجه گوشی اوخوردی
آداخلی قیز، بیگ جرابین توخوردی
هرکس شالین بیر باجادان سوخوردی
آی نه گوزل قایدادی شال ساللاماق
بیگ شالینا بایرامیلیغین باغلاماق!
ترجمه فارسی:
عید که مرغ شب، آوازش رساند پشت قاف
دختران نامزد، جوراب دامادانه باف
شالها آویزد از هر روزنی و هر شکافی
وه... چه دلکش باشد این آئین شال آویختن،
بر کمند شالی داماد عیدی ریختن
شال ایستدیم منده ائوده آغلادیم
بیر شال آلوپ تئز شالی باغلادیم
غلام گیله قاشدیم شالی سالادیم
فاطمه خالامنه جوراب باغلادی
خان ننهمی، یادا سالوپ آغلادی
ترجمه فارسی:
بهر شالی خویش را گریان و نالان ساختم،
تا گرفتم، بر کمر پیچیده، بیرون تاختم،
رفته از بام غلام آن را فرو انداختم،
خاله جانم «فاطمه» بر شال من جوراب بست
یاد «خانمننه»ما جان و دلش را سخت خست
گزارش از: محمد امین خوش نیت