جاده سفر ... تو بخوان ( مرگ )

این روزها مرتبا اخبار ناگوار تصادف جاده ترک موجبات تاسف و تالم خاطر شهروندان را فراهم کرده است . خانواده هایی داغدار شده اند و جوانانی  را از دست دادیم و ...
صدای میانه
۰۷ تیر ۱۴۰۰ ساعت ۰۰:۱۴

این روزها مرتبا اخبار ناگوار تصادف جاده ترک موجبات تاسف و تالم خاطر شهروندان را فراهم کرده است. خانواده هایی داغدار شده اند و جوانانی  را از دست دادیم و خانواده هایی را درگیر بلا و مصیبت دیدیم. داغ آنها داغ همه ماست خدا صبرشان بدهد .

الساعه از راه آهن می‌آیم. رانندگی در دل تاریکی شب! دریغ از یک لامپ و چراغ روشن در مسیر! دریغ از حتی تک لامپی که روی پل شهر چای سوسو بزند! دریغ از خط کشی. دریغ از جاده ای صاف و .... از خودم میپرسم چند نفر نماینده آمدند و رفتند ؟ چند دوره شورای شهر آمدند و رفتند ... چقدر مسئول بی کفایت و مدیر نالایق  برای استفاده از قطار این مسیر را شبانه  رفت و آمد کرده اند و کک شان نگزیده ؟!

دوست دارم مسئولین مرتبط را به پاسخگویی بخوانم اما با خود فکر میکنم کدام مسئول؟ اگر مسئول احساس وظیفه کرده بود مگر وضع این بود؟ ساعتی پیش رانندگی آقایی ممکن بود باعث تصادف چندین خودرو در همین جاده شود خدا رحم کرد و چپ نکرد و اتفاقی رقم نخورد. کافی بود یکی از رانندگان پشت سرش خطایی میکرد ... خدا به سر شاهد است که به زحمت از معرکه فرار کردم !  در یک لحظه تصادفات چند روز اخیر جلوی چشمم رژه رفت ... صدای وحشتناک ترمزها و ...  اگر تصادف میشد مصیبتی بزرگتر پیش می‌آمد که اخبار جاده ترک را تحت الشعاع قرار میداد . بنظر میرسد دور نباشد  خبری که از جاه‌های ترک می‌آید از  جاده راه آهن به گوش برسد. به خود آیید مسئولین محترم به خود آیید و شرمنده باشید که بعد از ۴۰ سال و هزاران بار فریاد دادخواهی مردم و  تذکر دادن‌ها وضع جاده راه آهن این است. به خود آیید .

پیشنهادی دارم به هیات‌های مذهبی. چه عیبی دارد  همه نذورات را جمع کرده تعدادی فانوس بخرید و در دهه محرم در سر پل شهر چای و مسیر منتهی به راه آهن  بیاویزید  شاید راه زنان در دل تاریکی  به عابرها نزنند ! باور کنید امام حسین  هم از این اقدام خوشش می‌آید و نذرتان موجب آسایش بندگان خدا حداقل در این ده روزه محرم  میشود. چه میشود همه ادارات به جای تزیین در دهه مبارکه فجر و هفته دولت با هزینه هایشان تعدادی گردسوز بخرند و در مسیر بکارند حداقل ده روز دهه فجر و هفت روز دولت نیز مردم چشمشان به خیابانی کم سو منور میشود! ... این تعداد روز کافی نیست میشود هزینه‌های پذیرایی مدیران را کم کرد و چند عدد گاز سوز پایه بلند کاشت ... وقاحت را از حد گذرانیدید فکر پشکل گوسفند و شب سوز آن هم دارم باشد که از شرمندگی در شهر آفتابی نشوید .

مسئول  محترم مربوطه  شما هم هر وقت گذرتان به این مسیر افتاد و در تاریکی رفتید و آمدید ابتدا تا انتهای راه چشمتان را ببند ترس آن دارم (وجدان چشمانتان ) خجالت بکشند که تماشا بکنند و بگذرند  . از وجدان تو خبری ندارم چه قضاوتی با تن بیمارت بکند که نعش ات  روی زمین را اشغال کرده است !