اسرائیل چه طور می خواهد به ایران حمله کند؟
همه کارشناسان، حتی آمریکایی و اسرائیلی متفق القول هستند که برجام بیش از اینکه به نفع ایران باشد به نفع اسرائیل است چرا که بسیار سخت، اگر نخواهیم بگوییم محال، است که با وجود برجام و بازرسیهای تحمیل شده در آن ایران قبل از اینکه بازرسان سازمان بین المللی انرژی هسته ای متوجه شوند بتواند به بمب اتمی دست یابد.
از سوی دیگر اسرائیلیها مطمئن هستند که آمریکاییها بنا ندارند تحریمهای ایران را لغو کنند و به همین دلیل عملا هم تحریمها سر جای خود میماند هم بازرسی ها.
بهانه جوییهای اسرائیل درباره مخالفت با برجام را نادیده بگیرید، اینها همه بهانه جوییهای بی پایان اسرائیل و آمریکا بود و خواهد بود.
ایران هر کاری کند باز هم آمریکا به بهانه جوییهای خود ادامه خواهد داد تا به تعهدات خود عمل نکند.
این را تاریخ ثابت کرده.
امروزه آمریکا به نوعی معتاد تحریم شده و سیاست کلی ایالات متحده بر مبنای تحریم بنا گذاشته شده.
پس از جنگ جهانی دوم آمریکا برای تسلط بر دیگر کشورها ابزارهای مختلفی از جمله تشویق مالی کشورها و یا حتی حمله نظامی را امتحان کرد حالا که همه ابزارهای آمریکا برای تحمیل خواستههای خود بر دیگران با شکست مواجه شده به تحریمها روی آورده اند.
کما اینکه مشاهده میکنیم آمریکاییها نه فقط ایران بلکه هر کشوری که در جهان حاضر نمیشود از آمریکاییها اطاعت کند را تحت تحریمهای خود قرار میدهند.
البته این ماجرا هم منجر به آن خواهد شد که به زودی کشورهای تحریم شده توسط آمریکا خود یک بلوک قدرت تشکیل دهند و عملا تحریمهای آمریکا به خودش برگردد.
به هر صورت اینکه اسرائیلیها اعلام میکنند بودجه برای حمله به تاسیسات هسته ای ایران اختصاص داده اند بیش از اینکه یک رفتار منطقی باشد یک رفتار تبلیغاتی است، چرا که اگر واقعا تصمیم به چنین حمله ای داشتند قطعا سعی میکردند از عامل غافلگیری بهره ببرند و هیچ وقت رسما چنین چیزی که مغایر با همه قوانین و مقررات بین المللی میباشد را اعلام نمیکردند.
البته شاید هم میخواستند به جهانیان بگویند که آنها خود را بالاتر از همه قوانین و مقررات بین المللی میدانند.
گذشته از همه اینها نمیتوان تهدید اسرائیل برای ملت ایران را نادیده گرفت و اینجا بنده روی ملت ایران تاکید میکنم چون هر گونه حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران میتواند یک فاجعه بیافریند.
با توجه به شرایط برنامه هسته ای ایران و پخش شدن تاسیسات در محدوده بیش از 1.64 ملیون کیلومتر مربع و اینکه این تاسیسات در دل کوهها و یا کویرهایی که خود مانع طبیعی برای حمله به حساب میآیند بنا شده، تنها راه برای اسرائیلیها این است که دست به یک حمله هوایی تمام عیار که دهها بمب افکن همزمان حمله کنند بزنند.
یعنی حمله نمیتوانند مانند حمله به تاسیسات هسته ای تموز عراق و یا تاسیسات هسته ای لیبی و یا کارخانه تسلیحات سودان و تاسیسات هسته ای سوریه و یا ... باشد
حمله هایی که اسرائیلیها قبلا با چند هواپیمای انگشت شمار انجام دادند.
اینجا آنها نیاز به بمبهای سنگر شکن بزرگ دارند که طبق گفته تحلیلگران نظامی هر کدام چیزی حدود 2.5 تن وزن دارد و طبیعتا برای حمل این بمبها بمب افکنها نمیتوانند از باک اضافه سوخت استفاده کنند.
این بدین معنا است که برای انجام چنین عملیاتی آنها نیاز دارند هواپیماهای خود را به یکی از کشورهای همجوار ایران منتقل کنند و عملیات را از آنجا انجام دهند یا در نهایت هواپیماهای آنها سوخت گیری هوایی انجام دهند.
این سوخت گیری هم باید در فضای یکی از کشورهای همجوار انجام شود.
در این صورت عملا هر کشوری که چنین شرایطی را برای اسرائیلیها فراهم کند، چه فرودگاه چه سوخت گیری هوایی به خوبی میداند که طبق قوانین بین المللی دخیل در حمله به ایران است و قطعا ایران به آن کشور واکنش نشان خواهد داد و قطعا همه تاسیسات زیربنایی آن کشور را نابود خواهد کرد حتی اگر آن کشور تصور کند پیشرفته ترین تسلیحات دفاعی را در اختیار داشته باشد.
درباره کشورهای عرب حوزه خلیج فارس که با اسرائیل رابطه دارند مانند بحرین و امارات چند دلیل وجود دارد که خودشان هم خیلی تمایل ندارند با اسرائیل در این زمینه همراهی کنند و شاید بتوان گفت مهم ترین این عوامل این است که اگر احیانا تاسیسات هسته ای بوشهر مورد حمله اسرائیلیها قرار گیرد خود این کشورها نیز در خطر تشعشعات هسته ای میباشند.
حال بحث واکنش ایران به کنار.
کاندیداهای دیگر این جریان کشورهایی مانند عراق و ترکیه و آذربایجان میباشند.
در عراق برخی باور دارند ممکن است امریکاییها پایگاههای خود مانند عین الاسد و یا تنف در مرز سوریه را در اختیار اسرائیلیها قرار دهند که چنین ماجراجویی ای را انجام دهند که البته آنها به خوبی میدانند اشراف اطلاعاتی ایران و متحدین ایران در این محدوده چه قدر است و اگر احیانا هواپیماهای اسرائیلی بخواهند وارد این پایگاهها شوند قطعا ایرانیها با خبر میشوند و قبل از پرواز آنها را نابود میکنند.
کما اینکه امروز بحثی مطرح است مبنی بر اینکه اسرائیلیها از پایگاه التنف برای حمله به برخی گروههای مقاومت در سوریه استفاده کردند و آنها نیز این پایگاه را هدف قرار دادند و هواپیماهای اسرائیلیها در جا نابود کردند، البته طبق معمول آمریکاییها و اسرائیلیها صدایش را در نمیآورند و اطلاعاتی که برای آنها موجب آبرو ریزی میشود را منتشر نمیکنند، دقیقا مانند زمانی که ترامپ ادعا کرد در پایگاه عین الاسد که مورد حمله ایران قرار گرفت هیچ نیروی آمریکایی آسیب ندید اما بعدها معلوم شد صدها سرباز آمریکایی آسیب دیدند و کشته و زخمی شدند و آمریکاییها به صورت قسطی نام آنها را به بهانههای مختلف اعلام کردند.
در باره ترکیه، علیرغم روابط بسیار صمیمی موجود فیما بین ارتشهای ترکیه و اسرائیل و دستگاههای اطلاعاتی آنها که طبق گفته خودشان زبانزد است اما بعید به نظر میآید ترکها حاضر باشند حد اقل در این زمینه با اسرائیلیها همکاری کنند، کما اینکه در موارد بسیاری قبل تر ترکها به آمریکاییها هم اجازه استفاده از پایگاه انجرلیک بر علیه اهداف ایران ومتحدان ایران در منطقه را ندادند.
می ماند آذربایجان که ممکن است حاضر باشد وارد یک ماجرا جویی شود، که البته به نظر میآید ایرانیها آلتیماتومهای لازم را به این کشور داده اند و خود آذربایجانیها هم به خوبی متوجه هستند در صورتی که چنین اجازه ای را به اسرائیلیها بدهند دست ایران را برای حمله به آذربایجان باز میکنند و حد اقل اش این است که ایران آذربایجان را به ما قبل دوران اتحاد جماهیر شوروی بازگرداند.
خوب میماند اینکه اسرائیلیها بخواهند از ناوهای آمریکایی استفاده کنند یا اینکه از پایگاههای آمریکایی در اقیانوس هند استفاده کنند، که البته خود آمریکاییها به خوبی میدانند ایرانیها این پایگاهها و ناوهای هواپیمابر را نیز رصد میکنند و در صورتی که برای حمله به ایران از آنها استفاده شود ایران هم بهانه پیدا میکند تا آنها را هدف قرار دهد و آنوقت بعید به نظر میآید دولت آقای بایدن بتواند پاسخگوی مردم آمریکا باشد و کشتههای آمریکایی را جمع و جور کند و بایدن وتیم او باید خداحافظی زودهنگام با کاخ سفید را شروع کنند.
بماند که کم کم به انتخابات میان دوره ای کنگره آمریکا نزدیک میشویم و ورود به چنین ماجراجویی ای میتواند فرصت دمکراتها برای کنترل کنگره را نیز برباید.
البته عربستان سعودی را نمیتوان در این جریان نادیده گرفت ولی خود سعودیها هم به خوبی میدانند که نسبت به بقیه آسیب پذیرتر میباشند و این روزها تلاش دارند به جای اینکه تنش با ایران را افزایش دهند از تنش در روابط خود با ایران بکاهند.
همه اینها به کنار، حتی اگر همه شرایط فراهم شود واسرائیلیها بتوانند نقشه ای برای حمله به تاسیسات با دیگر کشورهای منطقه بچینند هیچ تضمینی وجود ندارد که این هواپیماها اگر وارد حریم هوایی ایران شوند بتوانند کارشان را انجام دهند و هدف دفاعهای هوایی ایران قرار نگیرند، و با توجه به اینکه ایرانیها صدها هزار موشک آماده برای پرتاب بر علیه اسرائیل در منطقه مستقر کرده اند، حتی اگر چند تا از هواپیماهای اسرائیل بتوانند از معرکه جان سالم به در آورند بعید به نظر میآید وقت برگشت دیگر جایی برای فرود آمدن پیدا کنند چون قبل از بازگشت آنها موشکهای ایران قطعا همه زیر بناهای استراتژیک اسرائیل را نابود کرده.
با این شرایط میتوان گفت یک و نیم ملیارد که هیچ پانزده ملیارد دلار هم اختصاص دهند نمیتوانند برنامه هسته ای ایران را نابود کنند و به نظر میآید تنهاهدفشان این است که فشارهای روانی بر علیه ایران را بیشتر کنند تا آمریکاییها و اروپاییها بیایند جلو و مثلا بگویند ببینید اگر با ما مذاکره نکنید اسرائیلیها به شما حمله میکنند.
خود همین ماجرا نشان میدهد چه قدر این روزها برنامه هسته ای ایران برای آنها به چالش بزرگی تبدیل شده و اسرائیلیها هم بر سر ترامپ میزنند که چه کاری بود کرد و از برجام خارج شد.
امروزه آنها دیگر کاملا مطمئن هستند اگر هر چه سریعتر آمریکاییها تعهدات خود در برجام را انجام ندهند و برجام به ریل قبلی خود بر نگردد به زودی به شرایطی میرسند که ایران همه نیازهای خود برای تولید چند بمب هسته ای را فراهم کرده و فقط بمب را نساخته و آنوقت دیگر به قول معروف کار از کار گذشته وتهدید نظامی هم موثر نخواهد بود و مجبور میشوند در شرایط بسیار ضعیف با ایران وارد گفتگو شوند.