عرض ارادتی به عالم ربانی آقا سید عبدالستار محمدی میانجی (امام جمعه)
24 اردیبهشت سیزدهمین سالگرد عروج این عالم خدمتگزار است بر خود وظیفه دانستم چند سطری در راستای تجلیل و تکریم از خدمات، خلوص و تواضع ایشان انجام وظیفه کنم و یاد و نامش را گرامی بدارم: وی سال 1284 ش برابر 1323 ق در محله خانجان آباد، پشت مسجد حاج علی اکبر در شهر میانه متولد شد. هفت سالگی به مکتب خانه میرزا جعفر کوهسالاری رفت نخست روخوانی قرآن و بعد کتابهای: گلستان سعدی، تنبیه الغافلین، احسن المراسلات، تاریخ معجم، تاریخ نادر و ابواب الجنان را در محضر ایشان یاد گرفت. مقدمات علوم اسلامی را نزد مرحوم ملا قنبر واعظ معروف به عماد الشریعه آغاز کرد. سال 1306 ش برابر 1345 ق جهت ادامه تحصیل به شهر زنجان رفت. صرف و نحو را از ملا ابراهیم نحوی، منطق را از سید عبد الکریم انواری و آخوند ملا حسین کلامی، معانی و بیان را از حاج میرزا اصغر مطول¬گو، قوانین را از آخوند ملا تقی مدرس فراگرفت. سال 1312 ش به قم هجرت کرد و در این حوزه سطوح عالی رسائل، مکاسب و کفایه را از محضر حضرات آیات: مرعشی نجفی، میرزا محمد ادیب تهرانی، مجتهد زنجانی، شیخ عباسعلی شاهرودی و شیخ ابو القاسم قمی و سید صدر الدین صدر بهره برد. بعد مدتی هم در درس خارج شیخ عبد الکریم حائری شرکت کرد. پس از نه سال اقامت در قم به نجف اشرف هجرت نمود از آنجا به مشهد مقدس بازگشت و در نهایت به حسب صلاحدید و اجازه مؤسس حوزه مرحوم آقای حائری به شهر میانه آمد. در این شهر به همراه عالم پرهیزگار مرحوم آقای شیخ علی آقا کتانی ( رضوان الله تعالی علیه) در محله دَره خرمن خانه¬ای اجاره کرد و حوزه¬ای تشکیل داد و به تعلیم و تربیت طلاب علوم دینی پرداخت. سال 1332 ش برابر 1372 ق از سوی آیتالله مرعشی نجفی تولیت حرم امامزاده اسماعیل (س) را بر عهده گرفت و به مدت بیش از سی سال در جهت تجدید بنا، توسعه و عمران و آبادی آن تلاش کرد. این در حالی بود که صحن امامزاده و گنبد و گلدسته آن شکسته و ساختمانش هم کاملاً مخروبه شده بود. علاوه تجدید بنا و توسعه مسجد جامع نیز به همت این عالم تلاشگر انجام پذیرفت که در آن مقطع تاریخی از دست هر کسی برنمی¬آمد. از جمله خدمات ایشان تأسیس کتابخانه مسجد جامع بود که در دهه¬های چهل و پنجاه از مراکز مهم دینی و فرهنگی فعال به شمار می¬آمد و بسیاری از جوانان از جمله نگارنده را به خود جذب کرده بود. این عالم ربانی در کنار این همه خدمت، در رژیم ستمشاهی علی بن یقتین وار مسئولیت امامت جمعه را هم بر دوش داشت. آن ایام این گونه سِمَت¬ها حالت تشریفاتی داشت ولی ایشان با ظرافت ستودنی از این مسئولیت به نفع مردم و روحانیت انقلابی و اشخاصی که به نحوی مورد ظلم و ستم واقع میشدند بهره می¬گرفت و بسیاری از مشکلات و گرفتاری¬های آنان را برطرف می¬نمود. چند بار که روحانی مبارز حاج سید سجاد حججی به علت سخنرانی علیه شخص شاه دستگیر و زندانی و محاکمه شد اگر توصیه¬ها و تحکم¬های ایشان به مسئولین امنیتی شهر و استان نبود، حتماً وی محکوم به اعدام می¬شد. ایشان در هر مرحله مانع از آن بود که گزارش واقعی به مسئولین بالا در مرکز داده شود. همینطور وقتی روحانی دیگر مرحوم حاج میرزا فتاح اسبقی دستگیر و زندانی شد که در شرح حالش به آن اشاره شده است. پس از پیروزی انقلاب متأسفانه برخی افراد تندرو که اطلاع کافی از مسائل شهر و تاریخ روحانیت و انقلاب نداشتند به اتهامات واهی این عالم فداکار را مورد اذیت، آزار و کم لطفی قرار داده و برای ایشان پرونده کذایی تشکیل دادند و او به ناچار مجبور به ترک میانه شد و به شهر مشهد و حرم امام رضا(ع) پناه برد. در این هنگام علمای اعلام شهرستان میانه این ظلم را بر نتابیدند و طی نامه¬ای به محضر حضرت امام خمینی ( که سند و متن خطی آن در آخر تقدیم میشود )، ضمن تجلیل از خدمات ایشان، خواستار بازگشت وی به شهر میانه شدند. امضا کنندگان این نامه حضرات آیات و حجج اسلام: ابو محمد حجتی، علی کتانی، هادی نیّری، عباس احمدی، محی الدین شریفی، فتاح اسبقی، سید سجاد حججی، محمد عبد اللهی، محمد باقر ملکی ترکی، علی احمدی میانجی بودند، علاوه ذیل نامه را حضرات آیات: سید کاظم شریسعتمداری، سید موسی شبیری زنجانی، سید اسماعیل موسوی و سید عبد المجید ایروانی تأیید کردند که از مراجع وقت و شخصیتهای برجسته قم و تهران به شمار می¬آمدند. ( انقلاب اسلامی در میانه، ص 248.) امام خمینی در جواب علمای اعلام، تاریخ 18/2/1358 خطاب به امام جمعه سابق چنین نوشتند: بسمه تعالی جناب حجت الاسلام آقای حاج سید عبد الستار محمدی میانجی، دامت افاضاته، مقتضی است جنابعالی برای اقامه جماعت و انجام امور مذهبی و ترویج شریعت مقدسه در شهرستان میانه بدانجا بروید و با همکاری علمای اعلام و اهالی محترم محل، وظایف محوله را ان شاء الله ـ تعالی ـ به نحو احسن انجام دهید. از خدای تعالی موفقیت همگان را خواستارم. والسلام علیکم و رحمة الله. روح الله الموسوی الخمینی. ( صحیفه امام، ج 7، ص 203.) به دنبال این حکم، مرحوم آقا سید عبد الستار محمدی به زادگاه خویش بازگشت و همچنان منزلش پناهگاه محرومان شد. منزل وی در خیابان امام خمینی، پایین تر از چهار راه پایین روبه¬روی مسجد شیرعلی، کوچه بن بست قرار داشت. این منزل درب دیگری هم داشت که از پشت به کوچه¬ای در خیابان شمشیری (شهید بهشتی) روبه¬روی مسجد چهارخانوار (امام حسن مجتبی علیه السلام) منتهی می¬شد.
منزل فوق دارای حیاط بزرگ، با درختان گوناگون میوه و سبزی بود که در فصل بهار و تابستان، میهمانان در حیاط و سایه درختان پذیرایی می¬شدند و ایشان هر روز در دو نوبت صبح و عصر از آنان استقبال و پذیرایی می¬کرد. حاج آقا محمدی هم مثل آقا میرزا ابو محمد حجتی اهل وعظ و خطابه نبود و من اصلاً منبر او را ندیدم، اما وقتی در منزل چندین بار به خدمتشان رسیدم، محفل گرم و صمیمی داشت و در حد اعلی اجتماعی و خوش مشرب بود.
میهمانان ایشان اغلب از علماء، مشاهیر، فرهنگیان، دانشگاهیان، سرشناسان و معتمدان شهر بودند. در طول روز تا پاسی از شب گذشته درب منزلش به روی همه باز بود. هیچ نیازی به هماهنگی قبلی و زدن زنگ در نداشت با گفتن یک «یا الله» عوام و خواص وارد محضر این عالم با صفا میشدند. دستخط یادگاری از ایشان ، تحت عنوان تسلیت نامه به مناسبت فوت برادرم مرحوم حاج عادل اباذری دارم که در آن از این که به خاطر کهولت سن در مجلس نتوانسته بود شرکت کند عذرخواهی کرده و آن را توسط یکی از طلاب به مجلس ترحیم فرستاده بود. این عالم خدوم و متواضع سرانجام بعد از سال¬ها تلاش و خدمت بی¬منت به مردم، روز شنبه 24/2/1379 به رحمت ایزدی پیوست. پس از تجلیل و تشییع از سوی علمای اعلام و اقشار مختلف مردم شهرستان میانه، پیکرش در پایین پای امامزاده اسماعیل (س) آرام گرفت. عاش سعیدا و مات سعیدا. منبع: کتاب یک آسمان ستاره، شرح حال علمای میانه و شهدای طلاب و روحانی، عبدالرحیم اباذری، قم، نشر دانش حوزه، چاپ اول، پاییز 1399ش.