یکی از عوامل گرانی؛
عملکردهای غلطی که مسبب آن خودمان هستیم
یکی از عوامل گرانی احساس نیاز بیش از حق خود است که غالبا در موقعیت طلبی و سود جویی خودنمایی میکند و مهمترین عامل دیگر نبود بازار نظارت و بازرسی در کنترل، شیطنت دلالان و مهمتر از آن فرهنگ اشتباه و مصرف گرایی خود مردم هستند که به این گرانیها دامن میزند.
مثلا شما فرض کنید پزشکان جراحی که از خانوادههای متوسط به پایین جامعه بوده و تمام تحصیلات خود را در دانشگاههای دولتی گذرانده و با واژههای گوناگون فقر آشنایی نزدیک داشته اند اما به محض اینکه قدم به حرفه ی خود گذاشتند طمع را توجیه نیک کردند و فراتر از حق خود طلبیدند تا آن حد که حتی اگر مریض کارگری باشد و در بیمارستان تامین اجتماعی با دفترچه هم بخواهد عمل جراحی انجام بدهد باید به حساب آقای دکتر جراح بدون رسید مبلغی توافقی واریز کند.
و یا مثلا اگر ملک یا وسیله ی نقلیه ای را برای فروش داشته باشیم دوست داریم گران شود و در حد توانمان به گرانیش دامن میزنیم و اگر قصد خرید داشته باشیم آرزوی ارزان شدن میکنیم و از گرانی مینالیم
این گونه عملکردهای غلط را خود ما در کثیری از شغلها و پستهای خصوصی و دولتی به وجود آورده ایم و نمیتوانیم با فرافکنی به گردن دولت بیندازیم یعنی عملکردهای غلطی که مسبب آن خودمان هستیم را نمیتوانیم به گردن دولت بیندازیم. به نظر شما غیر از این است؟
این مقدمه پیش زمینه ی تحلیل است که در آن هنگام مجبور به گذر از موضوع نباشیم حالا صادقانه و بدون استفاده از توجیه وجدانمان را به قضاوت بطلبیم و بنگریم که آیا در موقعیتهای گوناگون چگونه ایفای نقش کرده ایم؟
این تلاطم افکار در روحیه و رفتارمان مستقیما موثر واقع میشود و راهمان را منحرف میکند به طوری که اگر به خود بیاییم راه رفته را باید باز گردیم آنهم به شرطی که پلهای پشت سرمان را خراب نکرده باشیم و الا به بیماری شکننده ی ندامت و افسوس دچار میشویم که نه راه رفت داریم و نه برگشت.
آرزو میکنم کسی تجربه نکند حتی دشمنان چون طول و عذاب عقوبتش فرای تصور میباشد.