ثبتنام گسترده در شورای شهر میانه/ به قصد خدمت یا سودای قدرت!
نویسنده: کرامت اسماعیلی مدرس دانشگاه ثبتنام گسترده در شورای شهر میانه؛ به قصد خدمت یا در سودای قدرت!
با آغاز فرآیند ثبتنام انتخابات **شورای اسلامی شهر**، بار دیگر شاهد حضور گسترده داوطلبان برای ورود به پارلمان محلی شهر هستیم. این استقبال در نگاه نخست میتواند نشانهای از پویایی اجتماعی و علاقه به مشارکت در مدیریت شهر باشد؛ اما در لایههای عمیقتر، پرسش مهمی را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد: آیا همه این ثبتنامها از سر دغدغه خدمت است، یا بخشی از آن در سایه شهرتطلبی، نفوذ و دسترسی به قدرت شکل میگیرد؟ ۱. مدرک دانشگاهی؛ دروازه ورود، نه تضمین شایستگی
قانون، داشتن مدرک دانشگاهی را از شروط اصلی نامزدی در شورای شهر قرار داده است. در ظاهر، این شرط میتواند نشانهای از توجه به سطح علمی داوطلبان باشد؛ اما واقعیت امروز نظام آموزش عالی نشان میدهد که صرف داشتن مدرک، الزاماً به معنای برخورداری از تخصص و مهارت مدیریتی نیست.
با سهولت نسبی دستیابی به مدارج علمی در بسیاری از دانشگاههای امروز، دریافت مدرک برای بخش قابل توجهی از افراد به امری دستیافتنی تبدیل شده است. اما مدیریت شهری تنها با مدرک اداره نمیشود. شهر موجودی پیچیده است؛ با مسائلی چون ترافیک، آلودگی، بافتهای فرسوده، بودجههای سنگین عمرانی و مطالبات اجتماعی متنوع. تصمیمگیری درباره این موضوعات نیازمند دانش کاربردی، تجربه اجرایی، قدرت تحلیل و مهارت گفتوگو و تعامل است.
مدرک میتواند شرط ورود باشد، اما هرگز تضمینکننده توانایی هدایت سیاستهای شهری نیست. آنچه شهر را نجات میدهد، ترکیب دانش، تجربه، تعهد و نگاه راهبردی است؛ نه صرفاً عنوان دانشگاهی.
۲. وقتی کمّیت جای کیفیت را میگیرد
افزایش تعداد داوطلبان لزوماً به معنای افزایش کیفیت رقابت نیست. گاهی جذابیت جایگاه شورا – از حیث دیدهشدن اجتماعی، ارتباطات گسترده و نقشآفرینی در تصمیمات مهم شهری – برخی افراد را به میدان میکشاند، بیآنکه آمادگی لازم برای این مسئولیت سنگین را داشته باشند.
شورای شهر سکوی آزمون و خطا نیست. هر تصمیم آن میتواند سالها بر توسعه یا عقبماندگی شهر اثر بگذارد. بنابراین رقابت انتخاباتی باید رقابت برنامهها و تخصصها باشد، نه رقابت چهرهها و شعارها
۳. چالش نگاه قوم و قبیلهای بر رفتار رأیدهی
در بسیاری از انتخابات شورا، موفقیت یک کاندیدا کمتر به برنامه، تخصص یا توانایی او بستگی دارد و بیشتر تابع اندازه و نفوذ شبکه خانوادگی، قومی و دوستان نزدیک است. هر فردی که تعداد بیشتری از اقوام، خویشاوندان و همراهان گروهی خود را بسیج کند، شانس بیشتری برای پیروزی دارد؛ حتی اگر هیچ تجربه یا مهارت مدیریتی نداشته باشد.
این الگوی رأیدهی، شایستهسالاری را به حاشیه میراند و شورا را از مسیر عقلانی و کارشناسی خارج میکند. در چنین فضایی، تصمیمات شورا بیشتر بر پایه بدهبستانهای قومی و گروهی شکل میگیرد تا منافع شهروندان و توسعه شهری. پدیده خرید و فروش رأی نیز این آسیب را تشدید میکند و شورا را بیش از پیش از مسیر تخصص و خدمت دور میکند.
۴. پیامدهای انتخابهای غیرکارشناسی
شورایی که بر پایه مدرکگرایی صوری، تعلقات قومی یا معاملات رأی شکل بگیرد، با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد:
* تصویب طرحهای غیرکارشناسی و پرهزینه * اولویتبندی نادرست پروژهها * افزایش تعارض منافع * کاهش شفافیت و پاسخگویی
در نهایت، هزینه این تصمیمها را نه اعضای شورا، بلکه شهروندان پرداخت میکنند.
۵. راهی به سوی انتخاب مسئولانه
اگر قرار است شورای شهر به نهادی توسعهمحور و پاسخگو تبدیل شود، سه تغییر اساسی ضروری است:
* توجه رأیدهندگان به برنامه و تخصص، نه صرفاً نام و نسبت * مطالبه شفافیت در سوابق و برنامههای نامزدها * تقویت فرهنگ شهروندی و مسئولیت اجتماعی
آینده هر شهر، حاصل انتخابهای امروز مردم آن است. ثبتنام گسترده میتواند فرصتی برای رقابت سالم و حضور نیروهای توانمند باشد؛ اما تنها زمانی به توسعه منجر خواهد شد که معیار انتخاب، شایستگی واقعی و برنامهمحوری باشد، نه مدرک صوری و تعلقات قومی.
شهر را نمیتوان با شعار اداره کرد؛ شهر مدیر میخواهد، دانش میخواهد و وجدان مسئولانه.