زندگینامه آیت‌الله علی احمدی میانجی :

از پورسخلو تا حوزه علمیه قم +تصاویر کمتر دیده شده

استاد علی احمدی میانجی، یکی از استادان نامدار اخلاق به شمار می‌رفت که باوجود کسب فیض در محضر عالمانی چون آیت‌الله بروجردی و علّامه طباطبایی و نگاشتن کتاب‌های بسیار و ...
صدای میانه
۲۲ شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۴۷

استاد علی اح­مدی میانجیحŒ یکی از استادان نامدار اخلاق به شمار می‌رفت که باوجود کسب فیض در مح­ضر عالمانی چون آیت‌الله بروجردی و علّامه طباطبایی و نگاشتن کتاب‌های بسیار و برخورداری از جایگاه والا در فقه شیعه در زندگی خویش همواره سلوکی فروتنانه داشت و در مسیر بندگی ح­ق گام برمی‌داشت.

«از خدا بخواهید که واقعاً آنچه را که خدا می‌خواهدحŒ همان کار را بکنیمح› ح­الا کسی بدش بیاید یا کسی خوشش بیایدحŒ مهم نیست. انسان باید ح­ق را بگویدحŒ کسی خوشش بیاید یا کسی بدش بیایدحŒ مهم نیست. وقتی کار برای خدا باشدحŒ خودش یک برکتی دارد. از خدا بخواهید که خدا خودش توفیق بدهد تا بتوانیم از عهده این مسوولیت بیرون بیاییم ». [Û±]

آنچه در سطرهای پیشین آمدهحŒ بخشی از کلام یکی از عالمانِ دینی برجسته و از چهره‌های درخشان اخلاق و فقه و تفسیر ح­وزه علمیه قمحŒ مرح­وم آیت‌الله علی اح­مدی میانجی است. عالم فروتنی که Û²Û± شهریور ماهحŒ بیستمین سالگرد روزی است که او دار فانی را ترک کرد و در جوار رح­مت الهی آرمید.

از پورسخلو تا ح­وزه علمیه قم / مسافرت با ماشین باری

آیت‌الله میرزاعلی اح­مدی میانجی در چهارم ذی‌الح­جه Û±Û³Û´Ûµ (برابر با Û²Û³ تیر  Û±Û³Û°Ûµ) در روستای پورسخلو به دنیا آمد. این روستا از توابع شهرستان میانه در استان آذربایجان شرقی است. پدرِ استادحŒ با آنکه از راه کشاورزی به کسب روزی می‌پرداختحŒ همچون آبای خویش از عالمان دین بودح› بر منبر می‌رفت و به کارهای شرعی اهالی می‌پرداخت. وی همچنین نخستین معلمِ پسر خویش به شمار می‌آمد. مادرِ آیت‌الله میانجی هم از سادات ح­سینی بود.

مرح­وم میانجی ابتدا در مدرسه ح­سن پادشاه و مدرسه ح­اج علی‌اصغر تبریزحŒ دروس دینی را نزد استادانی همچون مرح­وم آشیخ لطفعلی زنوزی فرامی‌گیردحŒ اما پس از چندیحŒ با رضایت پدر تصمیم می‌گیرد که کسب علم را در قم پی بگیرد. آن مرح­وم چگونگی ح­رکت به سوی قم را این‌گونه شرح­ داده است:

«پدرم پول چندانی نداشت. هروقت که یادم می‌آیدحŒ متح£ثر می‌شومح› چراکه ایشان دلش می‌خواست به ما کمک کندحŒ ولی قادر به این کار نبود. در یک کلام عرض کنم که ما را راه انداخت و یک مقدار پول که نمی‌دانم چگونه تهیه کرده بودحŒ به من داد و ما به سوی قم روانه شدیم. شوهرخاله‌امحŒ که بعدها پدرخانم من شدحŒ یک ماشین باری پیدا کرد. آن زمان مقارن جنگ بود و ماشین و یا وسیله نقلیه زیادی در دسترس نبود. نمی‌دانم بار ماشین چه بودحŒ ولی فکر کنم پنبه بود. جایی که برایم در نظر گرفته شدحŒ بغل راننده بود. ما سه نفر بودیمح› همین‌که می‌خواستم سوار شومحŒ دیدم یکی از طلبه‌ها زن و بچه‌اش هم همراهش است. من به او گفتم شما با خانمت جلو بنشینحŒ من بالای ماشین می‌روم. دو نفری رفتیم بالای ماشین و روی پنبه‌ها خوابیدیم و برای اینکه در جاده پرت نشویمحŒ دست‌هایمان را زیر طناب‌هایی که پنبه را بسته بودندحŒ قرار دادیم. جاده‌ها در آن زمان آسفالت نبود و دست‌اندازهای جاده تکان‌های سختی به ماشین می‌داد. یک شب راه آمدیمحŒ صبح­ ح­دود ساعت هفت و نیم یا هشت صبح­ به زنجان رسیدیم. آن زمان از زنجان تا تهران قطار رفت و آمد می‌کرد.

برای اینکه بلیت قطار بگیریمحŒ یکی دو ساعت قبل از اذان صبح­ به ایستگاه راه‌آهن رفتیمحŒ اما بلیت گیرمان نیامد. آن رفیق ما که زن و بچه همراهش بودحŒ به‌طریقی بلیت گرفت. ما هم وسایل خودمان را به توشه راه‌آهن دادهحŒ خودمان هرکدام یک سفره نان برداشتیم و قصد کردیم که پیاده به سوی تهران ح­رکت کنیم. به یک قهوه‌خانه رسیدیم.... یک سواری آمد و گفت من به قره‌بلاغ می‌روم. قره‌بلاغ تقریباً در شش فرسخی زنجان واقع شده است. سوار شدیم و از هرکدام شش تومان گرفت. به این امید که فردا بلیت تهیه کنیمحŒ شب را در قره‌بلاغ خوابیدیمحŒ اما موفق به تهیه بلیت نشدیم و صبح­ روز بعد با یک نفربر روسی تا تاکستان آمدیم. از تاکستان تا قزوین را با یک سواری طی کردیم و از قزوین تا تهران را با یک اتوبوس آمدیم. اتوبوس‌های آن زمان صندلی نداشتح› مسافران را داخل اتوبوس می‌چیدند. نُه تومان هم به اتوبوس دادیم. یک مسافرخانه در اطراف ایستگاه راه‌آهن تهران بود که شب را در آنجا خوابیدیم و سه تومان هم از این بابت پرداختیم. صبح­ روز بعد با قطار به قم آمدیم.... خلاصه اینکه از میانه تا قم سه یا چهار شب در راه بودهحŒ ح­دود Û¶Û³ تومان هم خرج کرده بودم. به هرح­ال با این شرایط وارد قم شدم ». [Û²]

آیت‌الله علی اح­مدی میانجی در سال‌های تح­صیل در قم نیز نزد استادانی چون مرجع والامقام شیعهحŒ آیت‌الله سیدمح­مدح­سین بروجردی  و بزرگانی چون آیات عظام سید مح­مد ح­جّت کوه‌کمره‌ایحŒ علامه سید مح­مدح­سین طباطباییحŒ سید شهاب‌الدین مرعشی نجفیحŒ آقا میرزا اح­مد کافی‌الملکحŒ سید مح­مدرضا گلپایگانیحŒ ح­اج شیخ موسی عباسی زنجانیحŒ ح­اج سید مح­مد مح­قق دامادحŒ میرزاهاشم آملی و سید ح­سین قاضی کسب فیض کرده بود.

نخستین شاگرد علّامه طباطبایی در قم

همچنان‌که اشاره شدحŒ یکی از عالمانِ بزرگی که استاد اح­مدی میانجی توفیقِ شاگردیِ او را داشتهحŒ مرح­وم علّامه سید مح­مدح­سین طباطباییحŒ فیلسوفِ نامدار و مفسِر بزرگ قرآن کریم است که «تفسیر المیزانِ » او از افتخارهای مکتب تفسیری تشیع به‌شمار می‌آید. سابقه آشنایی ابتدایی مرح­وم میانجی با علّامه طباطبایی به آن‌گاه بازمی‌گردد که هر دو در تبریز ح­ضور داشتند و ح­ضرت علّامه به گمنامی می‌‎زیست و طبق قول استاد میانجی بسیاری از طلبه‌ها او را نمی‌شناختند. [Û³] با مهاجرتِ استاد میانجی به قمحŒ وقتی وی از ح­ضور علّامه در این شهر آگاه می‌شودحŒ مشتاقانه نزد او می‌رود تا از مح­ضر آن دانشمند یگانه کسب فیض کند. مرح­وم میانجی در این‌باره چنین شرح­ داده است:

«من و آیت‌الله [ح­اج شیخ عبدالح­مید] شربیانی به خدمت ایشان رفتهحŒ از ایشان تقاضای درس کردیم. یک دوره ح­دود سه چهار سال کفایه را نزد ایشان خواندم. بنده اولین شاگرد ایشان در قم بودم.... پنجشنبه‌ها و جمعه‌ها هم خدمت ایشان تقویم و نجوم می‌خواندم. ایشان نسبت به ما خیلی مح­بت داشت. گاهی شب‌ها همراه ما بیرونِ شهر می‌آمد و ستاره‌ها را نشان می‌داد.... ایشان در کارکردن و اخلاق نظیر و همتایی نداشت.

چهار سال خدمت آیت‌الله طباطبایی بودم. بعدها نیز تا آخر عمر از مح­ضر ایشان استفاده می‌کردم... اگر کسی مشکلی داشت در خواندنحŒ با صبر و ح­وصله نگاه می‌کردحŒ گوش می‌داد و بعد از تمام شدنِ سخنش جواب می‌داد. اگر شاگردی ح­رف خیلی بی‌ربطی می‌گفتحŒ خیلی که اوقاتش تلخ می‌شدحŒ می‌گفت: سبح­ان الله العلی العظیم ». [Û´]

مرح­وم علّامه طباطبایی بر اثر سال‌ها مجاهدت و کوشش طاقت‌فرسا در راه جویایی دانش و تح£لیف آثار گرانبهاحŒ به بیماری اعصاب دچار شده بودح› بیماری  که وقتی شدت گرفتحŒ نشانه‌های ظاهری آن نیز به شکل بروز رعشه در بدنِ آن نابغه دوران نمایان شده بود. به همین علتحŒ پزشک وی را از مطالعه بازداشته بود. استاد میانجی در همین‌باره خاطره‌ای را بازگوکرده است:

«[علّامه] برای من همچون پدر بود. با ایشان خیلی خودمانی بودم و در ح­رف زدن رویمان به هم باز بود. روزی گفت: دکتر گفته «مطالعه نکن ». به ایشان گفتم: خوبحŒ مطالعه نکنید. فرمود: بی‌کار زندگی کردن از مرگ هم بدتر است. فرمود: مطالعه می‌کنم و روزی هم می‌میرم. بعد از منعِ دکترحŒ ایشان بیست جلد کتاب المیزان را نوشت.... زمانی که انقلاب پیروز شدحŒ امام در همسایگی ایشان مستقر شدند. در واقع در همسایگی منزل آقای طباطبایی منزل آقای یزدی بود که امام در آنجا مستقر شده بودند. صدای بلندگو خیلی زیاد بود. روزی خدمت ایشان بودمحŒ یک نفر به ایشان گفت: با این سر و صدا اذیت نمی‌شویدحŸ ایشان لبخندی زد و فرمود: هرچه از دوست رسدحŒ نیکو است. بعداً امام خانه‌ای تهیه کردند و ایشان را به آنجا انتقال دادندحŒ چون واقعاً از سر و صدا ناراح­ت می‌شدند ». [Ûµ]

از میانِ خاطره‌هایی که استاد میانجی از دوران کسب فیض در مح­ضر علّامه طباطبایی نقل کردهحŒ یکی از نکته‌های درخور توجهحŒ فروتنیِ فراوان ح­ضرت علّامه استح› صفت نیکی که استاد میانجی هم به‌تمامی بدان آراسته بود. مرح­وم علّامه طباطبایی با آنکه در علوم دینیحŒ طبیعی و نیز در شهود صاح­ب مقام و مرتبه‌ای بسیار والا بوده استحŒ هیچ‌گاه اجازه نداده بود که ذره‌ای غرور نفسانی بر وجودش چیره شود.

استاد میانجی در همین‌باره تعریف کرده است که «روزی در یکی از کوچه‌های ح­رم ح­ضرت معصومه (س) با ایشان راه می‌رفتیم. چند جلد از المیزان را ایشان نوشته بود و چاپ شده بود. به ایشان گفتم: چرا شما مشکل‌نویس هستیدحŸ پرسید: چه‌طورحŸ! گفتم: المیزان را کمی آسان‌تر بنویسید تا همه متوجه آن شوند. [مرح­وم علّامه] خود را مدح­ نکردح› نگفت که مطالب مشکل هستند نه بیان من! ما را هم تح­قیر نکرد و نگفت تو برو دنبال کارتحŒ بچه هستیحŒ نمی‌فهمی! در جوابم گفت: عجیب استح› الح­مدلله شما با مطالب من آشنا هستید. گفت: شما یک صفح­ه از المیزان را بنویسیدحŒ ببینید آسان‌تر از این می‌شود یا نه. مرا قانع کرد که مطالب مشکل است و از این آسان‌تر نمی‌توان نوشت. خلاصه نه خاطر ما را رنجاند و نه خود را مدح­ کرد. در تمام عمر نظیر ایشان را ندیدمحŒ یا اگر هم دیدم خیلی کم بود ». [Û¶]

درس اخلاق استاد

آیت‌الله اح­مدی میانجی که نزد استادان بزرگ ح­وزه به فراگیری دانش پرداخته بودحŒ خود نیز رفته رفته در صف بزرگان ح­وزه علمیه قم درآمد و نامش در شمار استادانی ثبت شد که طلبه‌ها مشتاق درسِ او به‌ویژه درس‌های اخلاقش بودند. «ایشان چند دوره کتاب‌های «رسایل »حŒ «مکاسب » و «کفایح© الاصول » را تدریس کرده بود. فضلای بسیاری از او درخواست کردند تا درس خارج فقه و اصول را نیز تدریس کندحŒ ولی تواضع ایشان مانع از این کار شد.... درس اخلاق ایشان در مدارس مختلف و در مسجد عبداللهیحŒ علاقه‌مندان خاص خود را داشت.

او فقهحŒ اصولحŒ تفسیر و سایر علوم ح­وزوی را با اخلاق و سرشت پاک خود به هم آمیخت و به‌راستی که تبلوری از یک فقیه اخلاقی بود. در جلسات سخنرانی ایشان که در ماه مبارک رمضان هر سال در مسجد عبداللهی قم برگزار می‌شدحŒ بعضی از بزرگان مانند آیت‌الله مشکینی ح­ضور پیدا می‌کردند. زندگی ساده و بی‌آلایش ایشان درس اخلاق دیگری بودح› او تا آخر عمر در همان منزل سابق در مح­له پایین شهر (خاکفرج) سکونت اختیار کرد. در مراح­ل متعدد پیشنهاد شد که در مناطق بالای شهر قم ساکن شوندحŒ ولی قبول نکرد ». [Û·]

استاد بارها در جلسه‌های درسِ اخلاق خویشحŒ خطاب به طلبه‌هاحŒ ضمن یادآوری وظیفه‌های دینیِ اجتماعی و فردیِ آنانحŒ بر طرز سلوک روح­انیان در میان مردم نیز تح£کید فراوان داشت. در یکی از جلسه‌ها ایشان هشدار داده‌اند که «اگر خدای نکرده عمل ما طوری باشد که ح­ضرت [ولی‌عصر (عج)] را برنجاندحŒ خیلی بد است. ما نباید کاری بکنیم که مردم از تشیّع بدشان بیاید. مردم ما را الگو می‌دانندح› یعنی وقتی که بنده در یک منطقه مطرح­ هستمحŒ مردم به عمل من نگاه می‌کنندح› اگر بد باشمحŒ مردم مح£یوس می‌شوند و اگر خوب باشمحŒ زهد داشته باشم و تقوا داشته باشمحŒ مردم به اسلام ارادت پیدا می‌کنند ». [Û¸]

استاد همچنین وقتی در پاسخ به یکی از طلبه‌های ح­وزه علمیه قم که از ایشان درباره آنچه یک طلبه باید برای برای سیر و سلوک انجام دهندحŒ توصیه کوتاهی را ثبت کرده‌اند که در عینِ کوتاهیحŒ بسیار راه‌گشا است: استاد در پاسخ نوشته‌اند:

«بسمه تعالیح› برای طلبه‌ها مخصوصاً طلبه‌های جوانح› باید خوب بخورندحŒ خوب بخوابندحŒ خوب استراح­ت و تفریح­ کنند و بقیه را برای درس مشغول شوندح› و الّا این عبادات و مستح­بات مانع درس است و طلبه‌ها را یک مقدّس بی‌سواد خواهد کرد. طلبه‌ها باید واجبات را به‌جا بیاورند و ح­رام را دقیقاً ترک نمایند و مستح­بات را به‌حدّی که مانع درس و بح­ث و ح­فظ‌الصّح­ه نیستحŒ انجام دهند ». [Û¹]

عالمی که پدر شهید بود

آیت‌الله میانجی در سال‌های تهاجمِ دشمن بعثی به خاکِ میهنحŒ این‌گونه نبود که تنها به درس و بح­ث و منبر و مح­راب مشغول باشد. آن استادِ اخلاق افزون بر آنکه فرزند کوچک خویشحŒ شهید جعفر اح­مدی میانجی را که در سال Û±Û³Û¶Ûµ در جزیره مجنون به شهادت رسیدحŒ تقدیم دفاع از دین و میهن کرده بودحŒ خود نیز «سالی دو بار به جبهه‌ها می‌رفتند و تا خط مقدم به سربازان لشکر اسلام سرکشی می‌کردند و آنان را به جهاد فی سبیل‌الله و اطاعت از ولی فقیه تشویق می‌نمودند ». [Û±Û°]

آیت‌الله اح­مدی میانجی در کنار شهید جعفر اح­مدی میانجی

یک خلاف شرعی از ایشان ندیدم

استاد میانجی پس از عمری کوشش عالمانه در راه خدمت به دین خداحŒ در   Û²Û± شهریور Û±Û³Û·Û¹ به رح­مت ح­ق پیوستح› و البته که آثارِ قلمی و شاگردانی که پرورش داده و سخنرانی‌های اخلاقی وی که ثبت شده و در دسترس علاقه‌مندان استحŒ همگی باقیات‌الصاح­اتی است که تا روز رستاخیز نام آن عالم بزرگوار را زنده نگاه خواهد داشت. از مهم‌ترین کتاب‌های استادحŒ می‌توان از «مکاتیب‌ الرسول (ع) »حŒ «مواقف الشیعه »حŒ «مالکیت خصوصی »حŒ «اح­ادیث اهل بیت (ع) عن طریق اهل السنح© »حŒ «مکاتیب الائمه (ع) »حŒ «عقیل ابن ابی‌طالب (ع) » و «دادنامه ح­ضرت زهرا (س) » نام برد.

پس از ارتح­ال استاد اح­مدی میانجیحŒ مقام معظم رهبری در پیام تسلیتی  در وصف آن عالم فرزانه نکاتی را فرموده‌اند که به‌خوبی گویای شخصیت و روح­یه استاد است: «...ایشان در شمار عالمان و برگزیدگانی بودند که علم را با عملح› و تقوا را با جهادح› و فقاهت را با تبلیغ دینح› و برجستگی رتبۀ دانش و تح­قیق را با کمال فروتنی و زُهد و کم‌توقعی در هم آمیخته و در عرصه دین و معنویت همچون میدان ح­ضور و نشاط انقلابیحŒ از پیش‌روان و گوی‌سبقت‌ربودگان بودند ». [Û±Û±]

آیات عظام سید مهدی روح­انی و شیخ علی اح­مدی میانجی

آیت‌الله سید مهدی روح­انی هم که سال‌ها دوستی صمیمی با استاد میانجی داشت و خود نیز کمتر از سه ماه پس از وفات استادحŒ راهی سرای جاویدان شدحŒ درباره رفیقِ سالیان خود گفته است که «من در طول ÛµÛ´ سال رفاقتحŒ یک خلاف شرعی از ایشان ندیدم... ». [Û±Û²]

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی نیز درباره طرز سلوک استاد میانجی چنین یادآور شده‌اند که «مرح­وم آیت‌الله اح­مدی میانجی موفق شد هم باور کند و هم متخلّق شود و هم عمل کند و هم منتشر سازد. سالیان متمادی تدریس کرد و کتاب‌های عمیق نگاشت و از بهترین برکات ایشانحŒ «مکاتیب الرسول » و «مکاتیب الائمه » است. همه اینها جزح¡ «والقلم و مایسطرون » است. وقتی ایشان در میانه یا قم راه می‌رفتندحŒ مصداق آیه «ینهون عن الفساد » بودند. چه نعمتی بالاتر از اینحŸ... ». [Û±Û³]

فرازهایی از وصیت‌نامه استاد اخلاق

آیت‌الله اح­مدی میانجی در سال Û±Û³Û·Û¸ خورشیدیحŒ هنگام عزیمت به سفر ح­ج و زیارت بارگاه ح­ضرت رسالت‌پناه (ص) و امامان معصوم (ع) در مدینه  النبی (ص)حŒ وصیت‌نامه خویش را که به‌حقحŒ نوعی درس‌نامه اخلاقی استحŒ به نگارش درآوردح› وصیت‌نامه‌ای که استاد نزدیک به یک سال پس از نگارشِ آنحŒ دعوت ح­ق را لبیک گفت.

وصیت‌نامه استاد با نام خداوند و درود به پیغامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) آغاز شده و در پی آنحŒ مرح­وم آیت‌الله دعای سلامتی امام زمان (عج)حŒ همان دعای اللهم کن لولیک...حŒ را نگاشته است و پس از آن شهادت داده است به یگانگی خداوند متعال و پیغامبری نبی مکرم اسلام (ص) و ولایت امیرالمح¤منین (ع) و فرزندانِ معصومش (ع). در ادامه این وصیت‌نامهحŒ استاد مطابی را خطاب به وارثان خویش نوشتهحŒ که گزیده‌ای از آنهاحŒ از این قرار است:

«من مال دنیا ندارم که در موردِ آن چیزی بگویمح› همان خانه مسکونی را دارم که مادامی که همسرم زنده استحŒ آنجا می‌نشیند و با وسایل و اثاث خانه در اختیار او باشد.

ورثه‌ها طوری عمل نمایند که مادرشان ناراح­ت نباشدح› و چون متدیّن هستندحŒ ان‌شاح¡الله تعالی مراعات خواهند نمود و به سختی و ناراح­تی نخواهد افتاد.

پولی که در صندوق ذخیره علوی و بانک صادرات شعبه خاکفرج به شماره Û±Û´Û¶Û¸ و Û·Û´Û²Û¶Û¸ دارمحŒ سهم امامحŒ علیه‌السلامحŒ است.

کتاب‌های من مورد استفاده واقع شودح› به‌طوری که اگر از اولاد و ورّاث من کسی اهل علم باشدحŒ استفاده نمایندح› و اگر خدای نکرده کسی اهل علم نبودحŒ به یکی از کتابخانه‌های ح­وزه علمیه قم بدهندحŒ یا فیضیهحŒ یا کتابخانه ح­ضرت آیت‌الله نجفی مرعشیحŒ رح­مح© الله علیهحŒ که برای ح­قیر باقیات الصالح­ات باشد.

دلم می‌خواهد همیشه یکی یا بیشتر از فرزندان من اشتغال به تح­صیل داشته باشند و از خدا خواسته‌ام که علم و روح­انیت از ذرّیه ح­قیر قطع نشودح› انّه قریبٌ مجیب.

یادداشت‌های ح­قیر که مح­صول عمر من استحŒ جمع‌آوری و مورد استفاده واقع شود. کتاب‌های ح­قیر که تا ح­الا چاپ نشدهحŒ در اختیار مح¤سسات واقع شود تا تنظیم و تح­قیق و چاپ شود. هرچه از ح­ق طبع و نشر به دست آید...

اگر از این سفر به سلامت برگشتم و در ایران مُردمحŒ در خاکِ قم دفن شوم. در هر جای خاک قم دفن شومحŒ در پناه بی‌بی هستم و دلم می‌خواهد لااقل در شیخان دفن شوم...

با هم خوب باشید و مهربان باشیدح› صله کنید. دنیا به گلایه و قهر و نزاع نمی‌ارزد تا برای او خود را به خلاف رضای خدا گرفتار کنید... .شما را به تقوا و پرهیز از گناه شدیداً توصیه می‌کنم. روابط خود را با اهل بیتحŒ علیهم‌السلامحŒ روز به روز زیادتر کنید. همواره توسل داشته باشیدحŒ ولو با خواندن زیارت جامعه یا امین‌الله یا زیارت عاشوراح› با آنان درد دل کنید و توسل کنید و به در خانه غیر آنان نروید. با امام زمانحŒ علیه‌السلامحŒ همیشه رابطه برقرار کنید.

در خاتمهحŒ همه‌تان را به خدا می‌سپارم و همیشه ح­وائج و سعادت شما را خواسته‌ام و در توسلاتِ خودم شما را فراموش نکرده‌ام و در آن عالم هم شما را دعا خواهم کردح› ان‌شاح¡الله تعالی. پدر روسیاه شماحŒ علی اح­مدی میانجی ». [Û±Û´]

ارجاع‌ها:

Û±. «به سوی نور » (مجموعه سخنرانی‌های فقیه اخلاقیحŒ آیت‌الله علی اح­مدی میانجی)ح› قم: دارالح­دیثح› Û±Û³Û¹Û°ح› ج Û³حŒ ص Û´Ûµ.

Û². «خاطرات آیت‌الله علی اح­مدی میانجیح› قم: دفتر آیت‌الله میانجیح› بی‌تاح› ص Û´Û² و Û´Û³.

Û³. رک: همان. ص Û³Û·.

Û´. همان. ص Û±Û°Û¶ و Û±Û°Û·.

Ûµ. همان. ص Û±Û°Û· و Û±Û°Û¸.

Û¶. همان. ص Û±Û±Û³ و Û±Û±Û´.

Û·. «ح­جّ نیکان »ح› عبدالرّح­یم اباذریح› تهران: مشعرح› Û±Û³Û¹Û°ح› ص Û±Û°.

Û¸. «به سوی نور » (مجموعه سخنرانی‌های فقیه اخلاقیحŒ آیت‌الله علی اح­مدی میانجی)ح› قم: دارالح­دیثح› Û±Û³Û¹Û°ح› ج Û³حŒ ص Û±Û°Û±.

Û¹. همان. ج Û±حŒ ص Û²Û´.

Û±Û°. همان. ج Û±حŒ ص Û²Ûµ.

Û±Û±. همان. ص Û³Û´.

Û±Û². همان. ص Û³Û¶.

Û±Û³. همان. ص Û³Û´.

Û±Û´. همان. ص Û³Û¸ تا Û´Û°.

​منبع :ایرنا