فکر کردیم نذری می‌دهند؛ نگو صف خرید کاست «مثنوی شهادت» است!

ما به تصور این‌که نذری می‌دهند جلو رفتیم و آنجا متوجه شدم این صف برای خرید کاست جدید «مثنوی شهادت» با صدای حاج‌صادق آهنگران است.
قافلان سسی
۰۶ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۶:۰۷

به گزارش قافلان سسی به نقل از خبرگزاری فارسحŒ روزنامه  وطن امروز  گفت‌وگویی با قادر طهماسبیحŒ شاعر «مثنوی شهادت » انجام داده است که بخش‌هایی از آن از نظرتان می‌گذرد.

«مثنوی شهادت » ح­اصل Û´Û° شب عشق‌بازی بر سر مزار شهداست

- به‌خوبی خاطرم هست که در همان سال Û·Û± همراه با Û² پدر شهید و یک برادر شهید Û´Û° شب پشت سر هم به گلزار شهدا می‌رفتیم و تا نیمه‌های شب با ح­ضور بر مزار شهدا با این عزیزان نجوا و عشق‌بازی می‌کردیم. پس از پایان آن Û´Û° شب تا چند روز از ح­ال و هوای خاصی برخوردار بودم و در همان ح­ال و هوا آثار مختلفی را نوشتم که به‌زعم خودم به بهترین آثار بدل شد. «مثنوی شهادت » هم متاثر از همین فضا نوشته شد.

خود شهدا در همان Û´Û° شب این شعر را سرودند

- این موضوع را بارها گفته‌ام که اگر «مثنوی شهادت » به دل خیلی از مردم نشست صرفا به خاطر برکت عنایت شهدا به این اثر بود و قویا می‌گویم خود شهدا در همان Û´Û° شب این شعر را سرودند و بنده هم صرفا یک وسیله بودم که از آن رونمایی کنم.

تمام لح­ظاتی که «مثنوی شهادت » را می‌خواندمحŒ ح­اج‌صادق اشک می‌ریخت

- اوایل سال Û·Û± شهید سید‌مرتضی آوینی مدیریت ماهنامه‌ای در ح­وزه هنری را برعهده داشت که همان روزها بنده به دیدار شهید آوینی رفتم و در آن دیدار شعر «مثنوی شهادت » را به ایشان دادم تا در ماهنامه به چاپ برساند.  فردای آن روز در یک مح­فل شعرخوانی ح­ضور پیدا کردم که در آن جلسه این شعر را خواندم. از قضا در آن مح­فل ح­اج صادق آهنگران هم ح­ضور داشت و به گفته یکی از دوستانم در تمام لح­ظاتی که شعر «مثنوی شهادت » را می‌خواندمحŒ ح­اج‌صادق اشک می‌ریخت.

نمی‌خواهی این شعر را بدهی من بخوانمحŸ!

- پس از مح­فلحŒ آهنگران سراغم آمد و با خنده گفت: «شما نمی‌خواهی این شعر را بدهی من بخوانم ». از آنجا که متن مکتوب این شعر همراهم نبودحŒ به ح­اج‌صادق گفتم اگر ممکن است به ح­وزه هنری نزد آقامرتضی بروید و متن کامل و مکتوب را از ایشان بگیرید و ح­اج‌صادق هم این کار را انجام داد که در نهایت آن نوح­ه ماندگار را خواند. اگر صادقانه بخواهم بگویمحŒ آن روزی که ح­اج‌صادق آهنگران خواستار شعر «مثنوی شهادت » شدحŒ تصورش را نمی‌کردم که نوح­ه ح­اج‌صادق از این شعر به موجی عجیب در میان مردم بدل شود.

فکر کردیم نذری می‌دهندح› نگو صف خرید کاست «مثنوی شهادت » است!

- هیچ وقت فراموش نمی‌کنم در همان روزهای انتشار این اثرحŒ با یکی از دوستان در کرج قدم می‌زدیم که دیدیم در مقابل یک کتاب‌فروشی صف عظیمی شکل گرفته است. ما به تصور اینکه نذری می‌دهند جلو رفتیم و آنجا متوجه شدم این صف برای خرید کاست جدید «مثنوی شهادت » با صدای ح­اج‌صادق آهنگران است.

به گزارش خبرنگار گروه دیگر رسانه‌های خبرگزاری فارسحŒ قادر طهماسبی فرزند علی متخلص به «فرید » به سال Û±Û³Û³Û± ه. ش در شهرستان «میانه » دیده به جهان گشود. تح­صیلات ابتدایی تا قسمتی از متوسطه را در زادگاه خود و دنباله آن را تا سطح­ دیپلم در استان سیستان و بلوچستان گذراند و تح­صیلات عالیه خود را در رشته روانشناسی ادامه داد. وی فعالیتهای شعری خود را از دوران دبیرستان آغاز کرد. وی دارای سه فرزند به نام‌های زینب(عاطفه) یاسر و مولود(ترانه) می‌باشد قادر طهماسبی فعالیتهای مختلف فرهنگی و ادبی و مطبوعاتی را در شکل همکاری با سازمانهاحŒ کانونها و مراکز دانشگاهی بویژه در جهاد دانشگاهی اصفهان را در کارنامه خود دارد و هم اکنون همکاری نزدیکی با ح­وزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی دارد.

وی شاعری است که در تمام قوالب شعری طبع آزمایی کرده است در کلاسیک تمایلش بیشتر به غزل و غزل مثنوی و چهار پاره است ولی در شعر نو در قالب نیمایی و سپید نیز بخوبی شعر می‌سراید.

از قادر طهماسبی تاکنون سه مجموعه شعر به چاپ رسیده است: «عشق بی‌غروب » که مجموعه غزلیات وی استحŒ «گزیده ادبیات معاصر شماره Û¹Û´ » و «روزی به رنگ خون » که مجموعه اشعار عاشورایی ایشان است دو کتاب غیر منظوم نیز از ایشان آماده چاپ است: «شعر و زیبا شناختی » و «اخلاق هنریحŒ مباح­ث نظری و عملی در شعر ».

قادر طهماسبی «مثنوی شهادت » را سال Û·Û±  سرود و همان ایام توسط ح­اج‌صادق آهنگران خوانده شد. فراگیری و درخشش این اثر در آن زمان چنان بالا بود که مردم برای خرید نوار کاست این مداح­ی بسیار مشتاق بودندح› اتفاقی که پس از گذشت چند دهه شاهد آن ح­تی برای آثار موسیقایی نیستیم. از سوی دیگر نمی‌توان بسادگی از شعر فوق‌العاده خاص و منح­صر‌به‌فرد قادر طهماسبی مشهور به «فرید » گذشتح› شعری که در آن طهماسبی به‌خوبی بینش و تفکر عمیق خود نسبت به فرهنگ شهادت را نشان داده است. بدون شک یکی از مهم‌ترین دلایل ماندگاری «مثنوی شهادت » همین ویژگی‌های اعتقادی و شخصی شاعر به ح­ساب می‌آید. بخشی از این مثنوی ماندگار را در ادامه می‌خوانید:

سبک‌بالان خرامیدند و رفتند مرا بیچاره نامیدند و رفتند اگر دیر آمدم مجروح­ بودم اسیر قبض و بسط روح­ بودم در باغ شهادت را نبندید به ما بیچارگان زان سو نخندید مرا اسب سپیدی بود روزی شهادت را امیدی بود روزی من آخر طاقت ماندن ندارم خدایا تاب جان کندن ندارم بیا باز امشب ‌ای دل در بکوبیم بیا این بار مح­کم‌تر بکوبیم مکوب ‌ای دل به تلخی دست بر دست در این قصر بلور آخر کسی هست بکوب ‌ای دل که اینجا قصر نور است بکوب ‌ای دل مرا شرم ح­ضور است بکوب ‌ای دل که غفار است یارم من از کوبیدن در شرم دارم

این خبر در رسانه های دیگر

گفتگو با قادر طهماسبی(فرید) شاعر "مثنوی شهادت" ؛

فکر کردیم نذری می‌دهند؛ نگو صف خرید کاست است!

صدای میانه
۰۶ مهر ۱۳۹۹