آقای مهرانپور / نه گله ای / نه شکایتی / نه انتظاری ... فقط به وقت سفر فاتحه الکتاب یادتان نرود !
سلام جناب مهرانپور .
بعد از اعتراضات مکرر رانندگان عبوری و شهروندان ماههاست که فاصله بین سی ان جی تا پلیس راه را کنده اند تا زیر سازی و آسفالت کنند اما انگارم که اعتبار ندارند! گرچه اعتبار هست برای آوارگان سوری خانه، بیماران عراقی بیمارستان و مردم مسلمان جیبوتی سفارتخانه و مردم همیشه در پایکوبی لبنان مسکن و ....فضای سبز و هتل بسازیم! اما برای خودمان اعتبار نداریم. با دیدن جشن ها و اعیاد زیبنیه و شعبانیه و رقص و پایکوبی لبنانیهای لخت و عور زن و مرد ؛ دو دستی بر سرم میکوبم که ما به کیها دلمان میسوزد! ما به کدام امت اسلامی هزینه کرده ایم ؟! دو دستی بر فرق سرم میکوبم وقتی پراید زیر پای عراقی به یک چهارم قیمت روز کشورم هدیه داده میشود و وقتی میرسم به چاله چولههای راه سفرم میگویند در هر چاله از هر تصادف یکی دفن شده است! وای بر من ... وای بر من که خود را در نمییابم !
دیروز عصر از تبریز برمیگشتم. بارندگی شدیدی شد لحظاتی .... رد شدن با سرعت فوق العاده کامیونها و تریلیها وحشتناک بود. نه کنترلی بود نه پلیسی در مسیر و نه راننده با انصافی !
اتفاقا خوشحال باشید که اداره راه مسیر را برای کامیونها بسته است . کارشان درست است .... کاش برای همیشه کامیونها را مجبور به سفر از اتوبان بکنند و بعد ....
من یک پیشنهاد ویژه ای دارم کامیونها را که جهت مسیر دادند لطف کنند حال که پول درست کردن ندارند قدری پول کَندن فراهم کنند که آسانتر است! بعد بیایند اول تا آخر جاده تبریز را به فواصل دو متر به دو متر چاله بکنند تا این سواریهای لامصب هم افتان و خیزان راه ببرند تا تصادفی نشود !
? و اما دعایی که همیشه در حق خودم میکنم. اول حرکت سفر به تبریز و همینطور در برگشتم به شهرم سه تا سوره توحید میخوانم و یک دعای فرج. شش فاتحه ی خاص خودم رو هم خوانده و روانه آخرتم میکنم .
رو میکنم به خدا و ازش صمیمانه میخواهم اگر مرا در جاده کشت زیر کامیونم نبرند که چهره ام له نشود تا روسا ببینند که من در لحظه متلاشی شدنم هم چهره ام به آنها میخندید! بس که ایمان دارم روزی این جاده مشکلاتش حل خواهد شد! مگر تو ایمان نداری ؟