انتصابی دیگر
ابتدای سخنم بعنوان یک شهروند صمیمانه از جناب آقای دکتر مشایخی فرماندار محترم شهرم که سالها با تمام وجود برای عمران و آبادانی آن کوشیدند تشکر میکنم. و بسیار بسیارسپاسگزارم که با اعلام بیلان و عملکرد به مردم خود احترام گذاشته و جهت تنویر افکار عموم گزارشی در انتهای خدمت دادند. مردان خدمت برایشان موقعیت جغرافیابی معنا ندارد امیدواریم در مسئولیتهای بالاتر و موقعیتهای دیگر امکان خدمتی بیشتر برای کشور عزیزمان فراهم آورند. بنده آقای مشایخی را مدیری با حوصله، نقد پذیر و شفاف یافتم. با وجود برخی سنگ اندازی ها فکر میکردم دولت جناب رییسی به شاخصهای خوبی متمرکز شوند که نشدند. و نمونه بارزش در معرفی وزیر آموزش و پرورش نمود پیدا کرد ... بگذریم که محل آن سخن نیست و مجالی ویژه میطلبد.
شهرمان را اگر با پهبادی از بالا بنگری شهری پر از توانمندیها و متخصص هاست. برترینهای دانشگاهها ، قوی ترین قلم به دستها، پر نفوذ ترین بازاریها و تجار، برجسته ترین فرهنگیان و نویسندگان ، حاذق ترین پزشکان و مهندسان و ... همه را در یک نگاه خواهی دید! قطعا از این همه نعمت خوشحال خواهی شد اما ... اما اگر بر سنگ فرشهای این خیابانها قدم بزنی چیزی تف و لعنت به هم و چیزی جز تفرقه افکنی و چیزی جز تخریب هم نمییابی !
بنده را سرزنش نکنید .... الان حسین نامی فورا پیدا نشود نگوید که م. الف باز هم برگشتی ؟! این از همان مخرب هاست که روی این سنگ فرشها قدم میزند و هرگاه بنده مطلبی مینویسم پیامهای محبت اش سرازیر میشود بی انکه خود را بشناساند.
فورا به مجادله نیایید با تانی بخوانید بنده از نگاه خودم میبینم شاید نگاه شما فرق کند بی دعوا و بی حاشیه و بدون توهین هم را نقد کنیم.
علی ایحال از آن روزی که در منابر شهر بر فرماندار شهر شوردیم ... ( خیلی دور ) تا آن روزی که کاندیدای نمایندگی شهر ( نام محفوظ / خیلی نزدیک) در لایو خود بلند بلند داد میزد فرماندار کیه !! .... تا من هستم اون کیه و اون هیچ کاره است ... با عرض پوزش بنده را بخاطر اعتراضم به ادبش از لایو خارج کرد. ( خوشبختانه رای هم نیاورد ) و... از آن روزی که نمایندگان اقلیت مردم دست به قمه شدند و به عزل و نصبها پرداختند میبایست فاتحه این شهر را میخواندی! باید میفهمیدی که فرمانداران هم در مدیریت به مشکل بر میخورند. در اداره سیستم ناگزیری هایی خواهند داشت. ما همواره از ۴۰ سال پیش لاینقطع فقط نقد کردیم! فقط ایراد گرفتیم ... ما ۴۰ سال است زیر تیغ عزل و نصبها جان میدهیم . کمتر بوده که همراهی کنیم کمتر بوده که صدای مخالف را تحمل کنیم . پای منابر بوده ام از مظلومیتهای فرمانداران و شهرداران کم ندیده ام و تاخت و تازهایی که بدانها میشد. از جناب محمدی بگیر تا بزرگوارجناب نجفی آذر تا جناب شهرتی فر و تا جناب مشایخی!
اگر آن روز فقط یک منبر بود امروز صدها رسانه از تلگرام تا اینستا و .... ما مرد تخریب شدیم. ما مرد تعویضها و عزل و نصبها شدیم . آنچه بر روی سنگ فرشهای این شهر یافته امهمین است و بس
مدیری که فقط با سلام و صلوات پست خود را اداره کند شان اش ریاست نیست مدیریت نیست .... مدیر باید در بدو ورود اعلام برنامه کند و در خروج بیلان بدهد. مدیر باید به تغییر و ارتقا فکر کند ... سکون مال مرداب است نه میز کار .
نگاه ابزاری باعث شده ما به دنبال کسانی باشیم که بیشتر با ما همراه اند تا با برنامه! با ما باشند کافی شده! .... آن وقت عوامی که از پشت پردهها ندانند و بر ما کف بزنند .
ما از روزی به عجز و ناتوانی افتادیم که ( پیشتر خاطره اش را در همین وب سایت نوشته ام ) فرماندار غیر بومی در حضور رییس اداره جفت پایاش را روی کاناپه رها و سیگار به لب کرد !
ما از روزی به دور تسلسل انتخاب به میل من! افتادیم که فکر کردیم نماینده مجلس شدن جز نوکری افتخاری دیگر است و ورود کردیم به عزل و نصبها .
در حالی که فرماندار شهر شب و روزش را به برنامه و فکر و ... میگذراند عاقبت اندیشان بفکر تخریب و شب بیداری و توطئه شدند نه در حال بلکه در اغلب احوال و ادوار! من روی سخنم با نماینده یا نمایندگان محترم این دوره مان نیست البته ... گرچه باشد! با کلیت موضوع در این ۴۰ سال است .
جناب دکتر مشایخی صبورانه کارکردند و تلاش کردند. بنده بنوبه خودم قدردانم. و برایشان آرزوی توفیق روز افزون میکنم. امیدوارم در همه احوال در پناه خدا با عزت و سربلندی زندگی کنند و به مردمشان توفیق خدمت بیابند .
دادن بیلان کاری فصل بابی شد برای همه مدیران ادارات، حتی نمایندگان منتخب مردم .... فرماندار محترم آتی و همه دست اندرکاران. فصل بابی شد بگویند وقتی ترک پست میکنند برای مردم شهر و بزرگتر از آن برای مردم کشورم چه کردند .
آنقدر کوته بین شده ایم که همه را برای خود میخواهیم اما من درک میکنم اگر در حوزه انرژی اتفاق کلانی در پشت سدهای شهرم افتاده باشد نفع آن کشوری است ... پس من مدیر یک قد بالاتر از دیگران عمل کرده ام .
دردی بود که به قلم آوردم. برای فرماندار جدید شهرمان هم آرزوی سلامت و توفیق دارم اما یک خواهش هم داریم. تا فرصت کردند و میز کار را تحویل گرفتند بفکر باشند که برنامه ای بدهند و به مردم بفرمایند در شهر من در هر یک از حوزههای کاری چه اقداماتی را در برنامه دارند ؟
از کشاورزی تا صنعت تا انرژی و .... توسعه معادن و صنایع تبدلی و اشتغال جوانان و تحمل تقادان و روزنامه نگاران و مطبوعاتی ها
آرزوی موفقیت داریم