آقای وزیر کشور! فرمول درست این است: معترضین خیابانی + ناراضیان خاموش
عصر ایران؛ جعفر محمدی - وزیر کشور در سخنان جدید خود گفته است که در شلوغ ترین روز تجمعات اخیر ۴۵ هزار نفر شرکت کردند و از بین 3 میلیون و 200 هزار دانشجو، فقط 18 هزار نفر در اعتراضات حضور داشته اند.
از آنجا که ما تعداد معترضان را شمارش نکرده ایم، سخنان این مقام رسمی را حمل بر صحت میکنیم و یک نگرانی جدی را بیان میداریم.
نگرانی جدی این است که مسوولان کشور در تحلیلهای ناشی از این اعداد گرفتار شوند و به راه پرخطای کنونی خویش ادامه دهند.
به نظر میرسد مسوولان، تمایزی بین "معترضین خیابانی" و "ناراضیانی که به خیابان نیامده اند" قائل نیستند و همین میتواند به تحلیلهای نادرست و متعاقب آن تصمیمات و رفتارهای نادرست تر بینجامد و بحران را عمیق تر و گسترده تر کند.
این که بخش عمده ای از مردم در تجمعات ناامن خیابانی که با گاز اشک آور، گلوله ساچمه ای، باتوم، بازداشت -و حتی به گفته خود مسوولان با کشته سازی ضدانقلاب- همراه است شرکت نکرده اند، معنایش رضایت آنها از شرایط موجود نیست.
بسیاری از مردم در نقد سخنانی مانند اظهارات اخیر وزیر کشور میگویند اگر مجوزی برای یک راهپیمایی امن بدهند، خواهند دید چند میلیون جمعیت به خیابانها خواهند آمد.
البته به نظر نمیرسد مسوولان چنین مجوزی بدهند و واقعیت هم این است که برای درک میزان نارضایتی موجود در جامعه، حتی به چنین تجمعی نیاز نیست. پیمایشها و نظرسنجیهای متعددی - اعم از محرمانه و غیرمحرمانه - در اختیار مسوولان کشور است که نشان میدهند درصد بسیار بالایی از مردم ایران از وضعیت کنونی کشور ناراضی اند ولو آن که به خیابان نیامده باشند.
سوال اینجاست که هدف از این پیمایشها که به طور مستمر، با هزینههای کلان، به صورت علمی و در سطح کشوری انجام میشوند چیست؟ آیا صرفا میخواهند ناراضیها را بشمارند؟ یا بر اساس میزان رضایت و نارضایتیهای موجود، روندها را اصلاح و رضایتمندی عمومی را افزایش دهند؟
اشتباه استراتژیک حکومتها میتواند این باشد که مبنای تحلیلها و قضاوت هایشان صرفاً تعداد معترضان خیابانی باشد و ناراضیان خاموش را فراموش کنند. حتماً که نباید ناراضیها به خیابان بیایند تا محاسبه شوند!
از آقای وزیر میپرسیم اگر فارغ از به قول خودشان 45 هزار معترض خیابانی، بخواهند درباره تعداد ناراضیانی که به خیابان نیامده اند آمار دهند، آیا از اعدادی مانند 45 میلیون سخن نخواهند گفت؟ منبع آماری شان هم پیمایش هایی باشد که نهادهای رسمی خود حکومت انجام میدهد و نتایج اش را به طور ماهانه و فصلی به مسوولان ارشد کشور میفرستد. (در یکی از نظرسنجیها که توسط ایسپا در جریان اعتراضات سال 96 انجام شد، میزان نارضایتی اعلام شده، 74.8 درصد بود؛ اینجا را ببینید)
وانگهی، هر اعتراضی، مانند علامت یک بیماری است و نباید نشانهها را نادیده گرفت. ممکن است شکل گیری یک خال در گوشه ای از پوست بدن، علامت وجود سرطان در بدن باشد. اگر فرد بگوید این خال حداکثر مثلاً یک صدم درصد از بدنم را پوشانده است و مهم نیست، فرصت درمان زودهنگام خود را از دست میدهد و ممکن است بعدها کار از کار بگذرد؛ این همان نگرانی جدی است که در صدر مطلب بدان اشاره شد.
آقایان و خانمهای مسؤول!نشانهها را جدی بگیرید، در تحلیلهای خود "مردم ناراضی" را به "معترضان خیابانی" بیفزایید و بر اساس آن هر سریع تر، اصلاحات جدی و ملموس را شروع کنید و مدام سنجش کنید که هر حرکت اصلاحی چقدر در میزان رضایت مردم تاثیر دارد. هرگاه به عدد 70 درصد رضایت عمومی دست یافتید، آنگاه میتوانید بگویید که به نقطه بدایت حکمرانی مطلوب رسیده اید. این به نفع ملت و حکومت است؛ لااقل برای خودتان هم که شده، این کار را انجام دهید.
به قول سعدی:
من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم تو خواه از سخنم پند گیر و خواه ملال
زمان توبه و عذر است و وقت بیداری که پنج روز دگر میرود به استعجال