ماجرای اختلاف مرحومین حججی و احمدی چه بود؟
حجت الاسلام اباذری طی مقاله ای در کانال تلگرامی خویش با عنوان "سیره ی ماندگار از آیت الله احمدی میانجی" به ماجرای اختلاف امام جمعه وقت مرحوم حجت الاسلام حججی با ایشان پرداخته که ذیلا با کمی تلخیص خدمتتان ارائه میشود: دهه شصت در شهرستان میانه وقتی میان امام جمعه وقت، روحانی مبارز مرحوم حاج سید سجاد حججی و علاقمندان و نزدیکان آقای احمدی اختلافاتی پیش آمد به طوری که آنها امام جمعه را عادل نمیدانستند و حضور در نماز جمعه را تحریم کرده بودند، اما خود ایشان نه تنها وارد این ماجراها نشد، بلکه همواره اطرافیان خود را به پرهیز از درگیری و دوری از اختلاف توصیه میکرد، او در خاطرات خود به این موضوع چنین اشاره دارد که « من آنها را نصیحت میکردم... میگفتم شما همانند مردمِ دیگر نماز بروید، اگر نمیپسندید وقتی به منزل آمدید اعاده کنید. هرچه میگفتم گوش نمیکردند؛ آنان دوستانم را علیه من تحریک میکردند، حتی فردی از آنها در حضور خودم به یکی گفت: حرف آقای احمدی را گوش نکنید، حرف خدا را گوش بدهید. به نظر آنها من خلاف امرالهی سخن میگفتم. من به آنها امر ولایی میکردم، اما گوش نمیکردند. ( خاطرات، ص 282) روزی در محضرش بودم، بعضی خناسان اسمی از آقای حججی به میان آوردند و خواستند ایشان را علیه امام جمعه برآشوبند اما حاج میرزا علی آقای احمدی با هوشیاری و تیز بینی مختص به خود گفت: « مخالفت آقای حججی با من هرگز از روی مَرَض نیست بلکه از جنس غَرَض است.»
بعد خیلی جالب شروع به توضیح این جمله کوتاه پرداخت که « آقای حججی چون در انقلاب بیش از من زحمت کشیده و کتک خورده است فلذا نگران سرنوشت انقلاب و نظام است و از طرفی او خیال میکند که من ضد انقلاب و ضد امام هستم به همین سبب برخود وظیفه میداند این گونه علیه من موضع بگیرد، پس او در این کار غرض شخصی ندارد» دقت کنید بیانات چقدر اخلاقی و منصفانه است! جالب است بدانید آیت الله احمدی اگر چه با امامت امام جمعه وقت بنا به دلایلی موافق نبود که در خاطرات آن را توضیح داده، اما اختلاف خود با آقای حججی را هرگز به میان مردم نبرد، اگر انتقاد و اعتراضی داشت فقط به صورت خصوصی با مسئولین در میان میگذاشت. برغم مواضع تند و تیزی که گاهی امام جمعه وقت و اطرافیانش علیه ایشان داشتند، اما وی هرگز مقابله به مثل نکرد بلکه همواره از سابقه مبارزاتی آقای حججی تجلیل و تکریم میکرد، چنانکه درکتاب خاطرات خود بارها به آن تصریح و تأکید کرده است. شگفت انگیزتر این که وقتی احساس کرد بعضی از اطرافیان و علاقمندان در این اختلافات از وجود و امکانات ایشان استفاده ابزاری میکنند، مرکز دینی و فرهنگی « انجمن دین و دانش » را که یک دهه برایش خون دل خورده و جوانان بسیاری را در آنجا تعلیم و تربیت کرده بود، طی اطلاعیه ای تعطیل کرد و درب آن را برای همیشه بست.
او میگوید: « یکی دیگر از کارهایی که در انجمن بدون رضایت من انجام شد، نفوذ نیروهای افراطی حزب اللهی بود. آنها در مقاصد و فرمایشات امام، افراطی عمل میکردند، عده ای خود را طرفدار امام جمعه معرفی میکردند و به من فحش میدادند و تعدادی دیگر هم به نام من، به امام جمعه دشنام میدادند؛ آنها آبروی روحانیت را میریختند؛ برای آنها آبروی من و امام جمعه مطرح نبود. در آن وضعیت اعلام کردم که انجمن تعطیل میشود، با آن که خیلی سرمایه گذاری کرده بودم، درِآنجا را بستم و آنجا را تعطیل کردم.» ( خاطرات، ص 285) این فقیه اخلاقی با این که از سوی امام خمینی حکم و مسئولیتهای متعدد داشت و عضو برجسته جامعه مدرسین بود، اما هرگز این گونه عنوانهای کذایی و مظاهر قدرت، چشم و گوشش را کر و کور نکرد، او حرمت و حریم روحانیت شهرستان را با این که با هم اختلاف سلیقه داشتند به وجه احسن پاس میداشت و پیش از این که به نقد آنها بپردازد به نقد خود و اطرافیان متمرکز میشد. حاج میرزا علی آقای ما در عمل نشان داد که اصل و اساس برای او اسلام، انقلاب و مردم است بنابر این از حیثیت، آبرو، امکانات و سرمایههای مادی و معنوی خود چشم پوشید تا اسلام، انقلاب و مردم آسیب نبینند و برای حوزه و روحانیت افتخار باشد و این در حالی بود که او به راحتی میتوانست همه اینها را به نفع خود فدا و هزینه کند تا چند روزی بیشتر در صحنه و مسند قدرت بماند، اما این کار را نکرد و خدای متعال نیز در عوض او را برای همیشه ماندگار ساخت. پس از گذشت 43 سال که متاسفانه اغلب شاهد این گونه اختلافات زرگری و بیهوده در میان روحانیت بودیم و هستیم فرصتها را حسابی از دست دادیم و حوزه و روحانیت از این ناحیه آسیبهای فراوانی را متحمل شد، مصیبت بارتر این که وقتی در سال 84 جریان انحرافی در کشور به قدرت رسید، یک تعداد روحانی و معممین ظاهر نگر و ساده لوح را فریب و بازی داده و با خود همراه ساخت و از طریق آنها بر عمق این اختلافات و نزاعها افزود به طوری که امروز شاهد وضعیت تاسف باری از نظر وسعت و عمق شکافها، تنشها و قطبی سازیها در سطح جامعه هستیم که از حوزه و دانشگاه، مدارس و بازار عبور کرده و در داخل خانه های مردم برای خود جای باز کرده است. اکنون اگر چه خیلی دیر شده است، اما بازگشت به سیره ی مُرُوتی و مُداراتی حاج میرزا علی آقا احمدی میانجی میتواند تا حدودی گذشتههای تلخ و تاریک را ترمیم کند و بر این فضای ظلمانی روشنایی بخشد. امروز ما قبل از عیبجویی از دیگران و اتهام زنی به این و آن به نقد عملکرد خود باید بپردازیم، هر کسی و به هر بهانه و توجیهی در پی اختلاف و نزاع باشد، بیراهه رفته، گمراه، نادان و یا نفوذی و خائن است و در پیشگاه خدا و مردم باید پاسخگو باشد.