خلاصه ای از زندگی شهید تفحص، سردار علیرضا گل محمدی

علیرضا گلمحمدی سال ۱۳۵۲ در روستای نیک آباد چای از توابع شهرستان میانه در آذربایجان شرقی متولد شد. وی سومین فرزند خانواده بود. پدرش محمد گلمحمدی و مادرش روحیه عبدالهی نام داشتند.
قافلان سسی
۱۵ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۲۲:۳۳

بسم رب الشهدا علیرضا گلمح­مدی سال Û±Û³ÛµÛ² در روستای نیک آباد چای از توابع شهرستان میانه در آذربایجان شرقی متولد شد. وی سومین فرزند خانواده بود. پدرش مح­مد گلمح­مدی و مادرش روح­یه عبدالهی نام داشتند.

پدر وی کشاورز و مداح­ اهل بیت بود و منزل ایشان در ایام ماه مح­رم تکیه ای برای برگزاری مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان اباعبدالله الح­سین علیه السلام(هیئت زنجیر زنان ح­ضرت علی اصغر علیه السلام )بود و پدر شهیدان گلمح­مدی خود روضه خان سید الشهدا بود.

علیرضا در خانواده ای کاملا مذهبیحŒ مبارز و انقلابی چشم گشود و رشد کرد و وجود ایشان از کودکی با مفاهیمی همچون دینداریحŒ رشادتحŒ فداکاریحŒ ایثار و شهادت آشنا و عجین گشت. تح­صیلات خود را در مدرسه راهیان کربلا آغاز و تا پایان مقطع متوسطه ادامه داد.

زمانی که Û±Û³ سال بیشتر نداشتحŒ فرزند ارشد خانواده با تربیت دینی و رشادت و شجاعتی که از اجداد خود به ارث برده بود عازم جبهه‌های ح­ق علیه باطل گردید و در Û²Ûµ دی ماه Û±Û³Û¶Ûµ در عملیات کربلای Ûµ به درجه رفیع شهادت نائل آمد و سرفصل جدیدی در زندگی خاندان گل مح­مدی باز شد.

علیرضا پس از پایان تح­صیل در مقطع متوسطهحŒ به خوزستان سفر کرد و از همان جاحŒ به دنبال دیدار برادر شهیدش در خواب و توصیه شهید از خوزستان برگشت و عازم خدمت مقدس سربازی گردید.

دوران خدمت سربازی در لشگر همیشه سرافراز Û³Û± عاشوراحŒ وی را با مفهوم کمیته تفح­ص شهدا و جستجوی مفقودین آشنا کرد و با اصرار و التماس خود را به جمع جستجوگران نور رسانید و بدین ترتیب دوران نورانی و عرفانی زندگی این بزرگمرد آغاز شد.

مدت ربع قرن از زندگی شریفش را وقف شهدا و خانواده‌های چشم انتظار شهدای مفقود کرد. در طول این سالها با ایمانحŒ تقواحŒ عشقحŒ درایتحŒ تدبیرحŒ جسارت و شجاعت پله‌های ترقی را پیمود و هر روز میدانهای گسترده تری را برای خدمت به شهدا در پیش پای خود گشود و ده‌ها هزار شهید را با دستان پاک و مطهر خود از خاکهای طفتیده مناطق جنگی از شمالی ترین تا جنوبی ترین نقطه کشف و بر دیده نهاده و به مح­ضر ملت شریف ایران فرستاد و هزاران هزار چشم‌های منتظر و دلهای مشتاق را به زیارت ابدان مطهر شهدا روشن کرد.

در این مسیر بارها و بارها با ح­وادث گوناگون روبرو شد و چندین بار به درجه رفیع جانبازی نائل آمد. علیرضا عاشقانه به پدر و مادر و خانواده خود مهر می‌ورزید و در تمام عمر بابرکت خود خانواده خویش را مورد لطف و نوازش قرار میداد و ح­مایتهای معنوی و مادی خود را نثار ایشان میکرد و اگر کوچکترین مشکلی برای خانواده پیش می‌آمدحŒ سراسیمه خود را به شهرستان میانه می‌رساند و در ح­ل مشکلات ایشان را یاری می‌نمود.

علیرضا با خانواده ای اصیل و مذهبی وصلت نمود و ح­اصل این ازدواج سه فرزند دختر و یک فرزند پسر بود. شهید با روح­ لطیف و اح­ساسات عمیق عاطفی که داشت به همسر و فرزندان خود عشق می‌ورزید ولی عشق ح­قیقی و جاودان او به شهدا و خدای شهداحŒ باعث شد که علیرضا کمتر در کنار خانواده باشد و بیشتر عمر خود را در مناطق جنگی و در خدمت شهدا گذراند. شهید در ماههای پایانی زندگی مبارک خودحŒ مح­ل سکونتی در مقر کمیته تفح­صحŒ مستقر در شهر مهران تدارک دید و خانواده خود را به نزد خود انتقال داد تا باقی عمر را بیشتر کنار همسر و فرزندان خود باشد ولی سنّت الهی تغییر ناپذیر است:

«مَن طَلَبَنی وَجَدَنیحŒ مَن وَجَدَنی عَرَفَنی وَ مَن عَرَفَنی اَح­ÙŽبَّنی وَ مَن اَح­ÙŽبَّنی عَشَقَنی وَ مَن عَشَقَنی عَشَقتَهُ وَ مَن عَشَقَتَهُ قَتَلتَهُ وَ مَن قَتَلتَهُ فَعَلی دِیَتَهُ وَ مَن عَلی دِیَتَهُ فَاِنّا دِیَتُهُ. »

«آن کس که مرا طلب کند می‌یابدحŒ آن کس که مرا یافت می‌شناسدحŒ آن کس که دوستم داشت به من عشق می‌ورزدحŒ آن کس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می‌ورزمحŒ آن کس که به او عشق ورزیدم کشته ام می‌شود و آن کس که کشته ام شود خون بهایش بر من واجب است و آن کس که خون بهایش بر من واجب است پس من خودم خون بهایش هستم. »

و خداوند صبح­ روز Û³Û° بهمن ماه Û±Û³Û¹Û¹ اراده نمود تا دفتر عمر شریف دنیوی علیرضا بسته شود. خدایا چه سری در خاک منطقه زرباطیه نهفته است که اینجا را برای عروج روح­ بزرگ و عرفانی علیرضا مقدّر نمودی و خاک این سرزمین شایستگی سیراب شدن با خون پاک و مطهر این انسان برگزیده را یافت. انفجار مین و اصابت ترکشها کلیدی شد تا درهای بهشت الهی به روی علیرضا گشوده شود و علیرضا "ارجعی الی ربک راضیه مرضیه" را تفسیر کند و عند ربهم یرزقون گردد.

خشنودی قلب نازنین بقیه الله الاعظم و شادی روح­ شهدا صلوات