روایت سرپرستار میانهای از روزهای سخت کرونایی
گفتیم سفر نرید، رفتید!
گفتیم ماسک بزنید، نزدید!
گفتیم دور همی نگیرید، گرفتید!
گفتید کرونا دروغه
گفتید ما نمیگیریم، گفتید ما گرفتیم
گفتید یکساله پدر مادرمون رو ندیدیم نمیشه که نبینیمشون و ...
و هزار تا حرف و بهونه الکی برای چند روز خوشگذرونی...
حالا خیالتون راحت شد؟ پدر مادرتون آلوده شدن صبر کنید که تخت پیدا شه...
فکر کنم که ارزش پدر مادرتون رو هم نمیدونید چون اونایی هم که ترخیص شدن رو نمیایید ببرید خونه، فقط اون چند روز عید که خوشگذرونی میکردین پدر مادرتون بودن؟
دارم جون کندن همکارانم بالا سر مریضها رو میبینم...
تعهد شرف دادیم که تا جون داریم هوای مریضها رو داشته باشیم... بترسید از اون روز که جونمون به سر برسه کوویدوتهای عزیز.
سیاستهای شل کن سفت کن ستاد ملی مقابله و ترویج!!!کرونا هم از یه طرف بلای جون مردم و کادر شده...
میانجی، سرپرستار اورژانس بیمارستان برکت
#روزهای_سیاه_کادر_درمانی
#کادر_درمان_سپر_انسانی_نیست