چرا آمدند؟ و چرا رفتند؟
آمدند تا در قالب نامزد پوششی برای نامزد اصلی، حرفهای تخریبی نامزد اصلی را اینان بزنند تا برای نامزد اصلی شان امنیت انتقادی و تخریبی درست کنند و کسی از آنها انتقاد نکند تا هم آبرویش نرود و هم به راحتی از روی کاغذ، برنامه هایش را بخواند. آمدند تا با دادن وعدههای دروغین، نامزد اصلاح طلب را تحریک کنند تا وعدههای دوچندان دهد و اگر رأی آورد، چهار سال او را برای برآورده شدن آن شعارها مواخذه کنند. آمدند تا از حفرهها و ضعفهای زیاد قانونی استفاده کنند و با تحمیل هزینه هزار میلیارد تومانی بر بیت المال و گرفتن وقت دهها میلیون ایرانی، خودنمایی کنند و آتش شعله ور خودنمایی شان را شاید فروکش دهند. آمدند تا به مثابه تیر مفت ـ گنجشک مفت، نه تنها بر شهرت و خوشنامی خود بیافزایند بلکه شاید اقبالی شد و سوار بر موج احساسات شدند و رأی هم آوردند. آمدند چون میدانستند یک نامزد اصولگرا نمیتواند بر یک نامزد اصلاح طلب فایق آید، باید از پنج جبهه به آن یک نامزد حمله ور شد و شکست داد. آمدند تا بتوانند با پیروز کردن نامزد اصولگرای خود، پست و مقام فعلی خود را تضمین کنند. آمدند تا زمان دفاع نامزد اصلی خود را 5 برابر کنند و یا زمان تخریب نامزد اصلاح طلب را 5 برابر کنند. آمدند تا با تقسیم وظیفه تخریبی خود به مسائل فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... هر کدام از یک جبهه به نامزد اصلاح طلب حمله کنند حتی در لباس یک دشمنِ دوست نما که به ظاهر خود را همفکر و همسوی نامزد اصلاح طلب نشان داد. آمدند چون قرار نبود از جیب خود یک تومان هزینه کنند، لذا با تحمیل هزینه هزار میلیاردی بر صدا و سیما و سازمانها و هزاران میلیارد تومان بر اسپانسرها و حامیان، از یک نقطه ضعف قانونی در شورای نگهبان و صدا و سیمایی که درآمدش بر اساس ثانیهها حساب میشود، استفاده و در واقع سوءاستفاده کنند.
و اما برای چه رفتند؟
رفتند چون فهمیدند که مردم فهمیدند. دانستند که دروغشان آشکار شده و مردم بر آن وعدهها میخندند. رفتند چون نگران اندک آبرویی بودند که باقی مانده بود و نمیخواستند در بین6 نامزد، نفر هفتم بعد از آرای باطله باشند. رفتند چون برایشان مهم نبود که مردم ممکن است با دیدن پینههای بسته بر پیشانی شان و شنیدن حرفهای انقلابی و مذهبی شان، از آنها و روششان بیزار شوند. رفتند چون برایشان مهم نبود که ساعتها و روزها وقت مردم را گرفتند و هزاران میلیارد تومان بر مردم و بیت المال خسارت وارد کردند. اینها در مناصب و مدیریت شان نیز چنین کارهایی میکنند. رفتند چون فهمیدند پنج تنه هم یارای مقابله با یک تن را ندارند. رفتند چون دیدند عقل بر زبان و علم بر شمشیر پیروز است. رفتند چون دیدند حکومت بر دلها با دو رویی و زبان بازی نمیشود. رفتند چون از نامزد اصلی شان، پست فعلی یا پستی جدید را تضمین گرفتند. رفتند چون اگر یک در میلیون احتمال رأی آوری داشتند پس آن طلاها و یارانهها و هدایای ازدواج و گوشت بر در خانهها را چطور باید میدادند؟ رفتند چون ذات اینها دروغ است و راست راست به چشم مردم نگاه میکنند و دروغ میگویند از جمله: ماندن تا آخر!