مشارکت در دور دوم = معادل = عدم مشارکت در دور اول

  عدم مشارکت در دور اول: واقعیت این است که مردم سال‌هاست از وضعیت اقتصادی سخت، بی‌احترامی به حقوق و نادیده‌ گرفتن صدای‌شان، و بی‌توجهی به مسائل زندگی روزمره‌شان نارضایتی دارند. جز ...
صدای میانه
۱۰ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۲۱:۳۹

عدم مشارکت در دور اول:

واقعیت این است که مردم سال‌هاست از وضعیت اقتصادی سخت، بی‌احترامی به حقوق و نادیده‌ گرفتن صدای‌شان، و بی‌توجهی به مسائل زندگی روزمره‌شان نارضایتی دارند. جز عده‌ای که همچنان کبک­وار سر خودشان را در برف فرو کرده‌اند، نگرانی، درماندگی و سرگردانی تمامی لایه‌های جامعه را فرا گرفته است. این نارضایتی به شکل‌های مختلفی از اعتراضات اجتماعی تا نافرمانی‌های مدنی مانند عدم مشارکت در انتخابات بروز کرده است. در دور اول انتخابات اخیر، مردم با کمترین میزان مشارکت طی ۱۴ دوره گذشته، پیام روشنی از نارضایتی خود را به گوش همه رساندند، فارغ از اینکه شنونده‌ای باشد یا نه .

در انتخابات‌ قبلی، مردم اغلب به گزینه‌هایی رأی می‌دادند که به نظرشان نسبت به گزینه‌های بدتر، بهتر (بخوانید بد) بودند. اما نوع دیگری از این اعتراض با عدم مشارکت از دوره سیزدهم با غربال بهت آور گزینه‌های حتی خنثی شکل گرفت. حوادثی نظیر سقوط هواپیمای اوکراینی و حادثه مهسا امینی و اعتراضات متعاقب آن و در ادامه برخورد ناسنجیده با این حوادث، مردم را آشتی ناپذیرتر ساخت.

در این دوره، حتی چهره‌ای مردمی و پاکدست، باسواد، سالم و بی غل و غش مثل پزشکیان نیز نتوانست به اندازه‌ای که انتظار می‌رفت مردم را جذب کند. مردم با عدم مشارکت خود نشان دادند که از تمام جریان‌های سیاسی ناامید هستند. حضور شخصیت‌های سابق و تلاش‌های دیگر هم نتوانست تغییر قابل توجهی ایجاد کند و نتیجه جز یک هفته تأخیر در تکرار نتایج دوره سیزدهم، آن هم لطف رویگردانی 5 میلیونی رأی دهندگان به این جریان تفکر چیز دیگری نبود.

رأیی که پزشکیان در این دوره به دست آورد، رأی خالص خودش بود؛ نه رأی به اصلاحات و نه رأی به گزینه کمتر بد .

ارزیابی وضعیت موجود:

عدم مشارکت 60 درصدی مردم و آرای 12 میلیونی به دو نامزد محافظه‌کار با ریزش 5 میلیونی تفکر موجود طی سه سال گذشته، پیام واضحی از نارضایتی اکثریت مردم و حثی بخشی از قشر همیشه محافظه کار بود .

و اما:

این 12 میلیون رأی، همان حداکثر توان این جریان است و در دور دوم، سهم دیگری نخواهند داشت که آن هم تنها با فرض توافق همه آن 3 میلیون قالیباف عملی است. در صورتی که همه آن 5 میلیون یا مشارکت و یا رأی شان را در دور دوم به این جریان تغییر دهند این عدد به لحاظ تئوری تا 17 میلیون و در صورت محاسبه خوشبینانه (نصف این آرا) تا 13 میلیون قابل افزایش است که یقسنا در صورت عدم مشارکتِ شرکت نکندگان دور اول از 10 میلیون پزشکیان بالاتر خواهد بود. آرای 10 میلیونی پزشکیان هم در دور دوم همین است. مگر این که حداکثر نصف آرای قالیباف به هر دلیل به حساب پزشکیان واریز شود که برای پیروزی نهایی ممکن است کافی نباشد. بنابراین امید اصلی جبهه پزشکیان به آرای کسانی است که در دور اول مشارکت نکرده اند که شامل یک پتانسیل غیرقابل مهار و دیوانه کننده 60 درصدی است.

بنابراین، از لحاظ تئوریک و به اصطلاح فوتبالی، روی کاغذ، پیروزی همان جریان مورد اعتراض مشارکت‌نکنندگان در دور اول و شکست پزشکیان در دور دوم دور از ذهن نیست. فارغ از اینکه برخی با حرف‌های احساسی دلخوش کرده‌اند، پزشکیان چشمش به طور غالب به آرای خاکستری و مشارکت مردم در دور دوم است تا نوار گل به خودی‌های این جریان فکری را قطع کند .

مشارکت یا عدم مشارکت در دور دوم؟

به راستی مشارکت و عدم مشارکت در دور دوم چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟

در دور دوم، برعکس دور اول، عدم مشارکت دیگر نمی‌تواند به معنی اعتراض، نارضایتی و تقابل باشد. تکرار یک نوع اعتراض در یک هفته دقیقاً چه سود و معنایی دارد؟ برعکس، مشارکت در این مرحله، پاسخی روشن و محکم به همان تفکری است که در دور اول با عدم مشارکت به آن قاطعانه پاسخ داده شد. عدم مشارکت در دور دوم به‌طور غیرمستقیم ریختن آب (بخوانید رأی) به آسیاب همان‌هایی است که در دور اول مورد اعتراض قرار گرفتند. عدم مشارکت عملاً رأی به همان اقلیتی است که می‌خواهند بر اکثریت سوار شوند. همان‌ها که در تلویزیون با جملاتی مانند "بگم بگم"، "می‌مانم نمی‌زارم رئیس‌جمهور بشی" و "داری با رئیس‌جمهور صحبت می‌کنی" خودنمایی کردند و با جولان دادن در پست‌های مهم مدیریتی به مردم دهن‌کجی می‌کنند. همان‌ها که مشارکت حداکثری در دور اول را آرزو می‌کردند و حالا دست به دعا و پیشانی به مهر برای عدم مشارکت مردم در دور دوم شده‌اند. آیا نباید در مقابل این سطح از فرهنگ قلدری و بی‌نزاکتی ایستاد؟ آیا زمان پاسخ قاطع به این بی‌احترامی به مردم و اشاعه فرهنگ شعبان بی‌مخی نیست؟

جمع بندی:

مردم یک هفته بعد از اعتراض‌شان فرصت دارند اعتراض دیگری به شکلی قوی‌تر و با مفهومی یکسان داشته باشند. فرصت دارند که اعتراض خود را این بار با مشارکت و کشیدن ترمز جریان همیشه تمامیت خواه و حذفگر به گوش دنیا برسانند. دور دوم می‌تواند یک فریاد گوش خراش و کرکننده را طنین انداز کند. اگر مردم در دور دوم مشارکت نکنند (که نه سودی دارد و نه معنایی)، در واقع قلدرها به وعده قلدرمآبانه اش عمل کرده اند. این جنس از افراد در پست‌های مدیریتی حساس خواهند ماند و فشار حداکثری سومدیریت یک فکر بسته جامعه را به بن بستی دیگر خواهد کشاند. آیا نباید به این بی‌احترامی به فرهنگ واکنش نشان داد؟ انتخاب با شما مردم است.